Tuesday, February 4, 2014

فقیهی مخلص و فرهیخته

فقیهی مخلص و فرهیخته
قال ابلیس(ل): لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین

آیت الله منتظری چگونه تدریس می کرد؟
آیت الله حسینعلی منتظری در حوزه علمیه و در میان مراجع دینی، مکتب خاصی را بنیان نهاد که ویژگی آن نه تنها در شیوه تحقیقات اجتهادی بلکه در نگاه متفاوت هم به ابزار و منابع تحقیقی و هم در تجزیه و تحلیل و تفسیر متون، بود.
دروس حوزوی از سه مرحله مقدمات، سطح و خارج تشکیل می شود. استادی که درس «خارج» ارائه می کند، در واقع در مسیر تربیت مجتهد حرکت می کند.
آیت الله منتظری در بالاترین مرحله دروس حوزوی، درس «خارج» تدریس می کرد.
در سال های اول انقلاب اسلامی، پرانتزی در بحث «خارج فقه» باز کرده بود و مساله حکومت اسلامی و به تعبیر دقیق تر «ولایت فقیه» را مطرح می کرد.
در بحث ولایت و حاکمیت، قبل از هرگونه ابراز نظری، ابتدا متونی را از تاریخ بیان و سپس فتواهای فقیهان شیعه و سنی را تجزیه و تحلیل می کرد.
در مباحثش، به کتب عامه مثل «احکام السلطانیه» ارجاع می داد که در آن کتاب ها به حقوق و تکالیف متقابل حکام و مردم پرداخته شده بود. معمولا منابع فقیهان، قرآن و روایات است اما آیت الله منتظری از منابع تاریخی نیز استفاده می کرد.

تدریس فقه تطبیقی
در قرون اولیه اسلام به دلیل نزدیکی و قرابت و همزیستی فقیهان عامه و شیعه، تفکیک دقیقی از این دو مکتب ارائه نشده بود و فقیهان دو مکتب، نظرات یکدیگر را نقل و نقد و بررسی می کردند.
حتی امامان شیعه نیز در درس هایشان و یا در پاسخ به پرسش مریدان، به نظرات فقهی عامه توجه داشتند. لذا از دیدگاه فقهی (صرف نظر از جایگاه معنوی و ولایت الهی امامان شیعه) مکتب امامیه به عنوان یکی از مکاتب فقهی در کنار سایر مکاتب، توسط بنیانگذاران نقد و بررسی می شد.
فقه تطبیقی یا مقارنه ای در تبیین مسائل، فتواهای مختلف را بررسی می کند.
گاهی این تطبیق در درون یک ساختار فقهی قرار دارد که فتواهای فقیهان مختلف آن مکتب بررسی و مقایسه می شود و گاهی این تطبیق بین مذاهب مختلف (اعم از شیعه و سنی) انجام می شود و مقایسه ای بین مذاهب و مکاتب دارد.
این شیوه در قرون اولیه پس از دوران حضور امامان شیعه، تا مدتی ادامه داشت. کتابی مثل الخلاف (شیخ طوسی) و المختلف (علامه حلی) با همین شیوه به تطبیق مسایل فقهی پرداخته اند.
البته اولی به بررسی تطبیقی فتاوای شیعیان و سنیان پرداخته است، در حالی که دومی شامل اختلافات فقهای امامیه در ابواب مختلف فقهی است.
این شیوه بعدها مورد توجه قرار نگرفت و فاصله فقیهان شیعه و سنی عمیق تر شد و دو مکتب به صورتی در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند.

آیت الله بروجردی
در میان فقهای متاخر شیعه، آیت الله بروجردی از استادان آیت الله منتظری، توجه خاصی به فقه تطبیقی داشت. او علی رغم کنار بودن از سیاست، نگرش ژرف و کلانی به امور مسلمانان داشت و از موضعی عمیق و آینده نگر به رابطه بین جهان اسلام می نگریست.
اعزام آیت الله محمد تقی قمی به قاهره مصر و توجه او به «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» و در نهایت فتوای مشهور شیخ الازهر در مورد مجاز بودن عمل به فقه شیعه و به رسمیت شناخته شدن فقه اقلیت (فقه شیعه) در کنار چهار مذهب فقهی اکثریت (عامه) از دستاورهای این نگرش بود.
آیت الله بروجردی در درس خویش نیز با همین شیوه، به منابع اهل تسنن توجه می کردند.
آیت الله منتظری به تبعیت از استاد خویش همین روش را تعمیق کرد و گسترش داد. در درس خویش، ابتدا اقوال و نظریات علمای اهل تسنن را مطرح می کرد و آنها را با نگرشی علمی مورد نقد و بررسی قرار می داد.

تسلط میان رشته ای
معمولا فقیهان شیعی متخصص علم فقه و اصول هستند و بر این دو علم تسلط دارند. برخی از فقیهان به تناسب به علوم جنبی و حاشیه ای دیگری هم مثل «علم داریه و حدیث» که حدیث شناسی و منبع شناسی و شناخت سلسله راویان حدیث است، می پردازند، اما آیت الله منتظری نه تنها به فقه و اصول تسلط و تبحری کم نظیر داشت بلکه در برخی شاخه های دیگر از دانش های مرتبط، استاد مسلم بود.
از جمله می توان به تسلط وی بر نهج البلاغه اشاره کرد. او در استنباط و تحلیل خویش، نهج البلاغه را نه به عنوان یک مرجع جانبی، بلکه به عنوان یک منبع اصلی مورد توجه قرار می داد و هنگام ارجاع به این کتاب، تفسیری تاریخی از آن کلام بیان می کرد.
آیت الله منتظری در زمان تدریس و هنگام ارجاع به آیات و روایات، جنبه های تاریخ آن کلام را حتما توضیح می داد.
او "متن" را به صورت یک قطعه مستقل نمی دانست بلکه آن را در بستر تاریخی اش تفسیر می کرد. این شیوه نمایانگر توجه او به علم تاریخ و مخصوصا تاریخ صدر اسلام بود. آیت الله منتظری از میرزا علی شیرازی در اصفهان، نهج البلاغه آموخته بود. به درس خارج فقه اصول و درس اخلاق آیت الله روح الله خمینی می رفت و از او حکمت و اسفار آموخته بود.
از علامه سید محمد حسین طباطبایی فلسفه یاد داشت و از همه بیشتر، از دروس عالیه فقه و اصول آیت الله بروجردی، استفاده کرده بود. نگاه فقهی آیت الله منتظری متاثر از همه اینها شده است. او فقیهی فقط «فقه دان» و فقه او فقط «شریعت محور» نبود.
آیت الله منتظری متخصص «میان رشته ای» در همه این علوم بود و نگاه او به شریعت، تحت تاثیر این وضعیت، نگاهی ژرفتر و واقع بینانه تر بود. تاثیر این دانش ها در باور او به «کرامت ذاتی انسان»، در فتواهای فقهی اش کاملا مشهود است.

درس مکتوب به جای تقریر
در حوزه های علمیه مرسوم است که در درس خارج، استاد مطالبش را شفاهی بیان می کند و شاگردان تقریر می کند و به شکل نوشتاری در می آورند. اما آیت الله منتظری قبل از آنکه به درس بیاید مطالبش را می نوشت و هنگامی که به درس می امد از قبل می دانست که چه می خواهد بیان کند. عبارات را دقیق نقل می کرد و حرمت منابع خویش را نگاه می داشت و از دانشمندان و پیشکسوتان با احترام یاد می کرد. بحث ها را چنان صادقانه پیش می برد که اگر روزی مشغول بررسی آرای مخالف خویش بود و شخصی استثنائا وارد مجلس درس او می شد، گمان می برد فقیهی از اهل تسنن نظر عالمان عامه را بیان می کند و مفسر آن نظرات است.
ویژگی دیگر او زبانش بود.  برای نسلی که عادت کرده عالمانش با زبانی پیچیده سخن بگویند و به هر مقدار که پیچیده تر می گفتند و مخاطبان کمتر متوجه می شدند، عالم تر جلوه می کردند، آیت الله منتظری ساده بود؛ هم خودش و هم زبانش.


آیت الله بروجردی وی را «فقیه جوان» خطاب می کرد و از همو نقل شده است که می گفت: «من میخواهم آقای منتظری عالم همه مسلمین باشد". استاد برای شاگردش آینده ای فراتر از مرجعیت فقهی در حوزه علمیه قم آرزو می کرد و در او چنین ظرفیتی می دید.

سخنرانی هاشمی برای اعضای انجمن علمی

سخنرانی هاشمی برای اعضای انجمن علمی 
حراست ها باید جمع شود 
ممنوع الورودی نباید باشد 

بسیار خوش آمدید به مجمع تشخیص مصلحت نظام و صفا آوردید به دفتر ما. 

قبلاً فکر میشد، خیال میکردند. بعضی ها هنوز هم فکر می کنند که علماء، یعنی علمای علوم دینی. من هیچوقت در قرآن چنین دلیلی نمیبینم. دانش اصلاً راه شناخت خداست. بسیاری از دانشمندانی که هیچ در محیط دینی نبودند با دانش خود به خدا رسیدند. 

بسیاری از دانشمندان دنیا که تعدادی از آنها هم هم در ایران بودند هجرت کردند به مراکز دولتی و مراکز خلافت و آنجا در ابتدا یک ستاد ترجمه ای به وجود آمد که علوم دنیا را ترجمه می کردند و بعد هم به تدریج تبدیل شد به تحقیق که دستاوردهای خودشان بود. جندی شاپور را ایرانیان، هم خلق کردند و هم حفظ کردند. خوب می دانید شما که بیشتر از ما قطعاً این چیزها را.چون جندی شاپور به صورتی بود که هرکس از روم و هند حتی چین و هر جا دانشمندی تحت فشار قرار می گرفت . بیشتر نسطوریان، اینها می آمدند به جندی شاپور. دانشگاه بزرگ جهانی تشکیل داده بودند که در مدینه هم در عصر پغمبر(ص) اطباء شان بودند در آنجا طبابت می کردند. 

وقتی که فتح شد ایران، هیچ تعرضی به جندی شاپور نشد. خوب این یک علامت مهمی بود که اینها باید محفوظ بماند. ما ریشه دینی مان کاملاً روشن است .تفکر و تعقل .همه اینها در قرآن کلماتش را جمع کنید صدها کلمه است که تعقل اصل است. در گفتار ائمه(ع) هم همینطور است. یه توصیه ای دارند امام کاظم(ع) به هشام، چندین صفحه. که در همه کتب روایی هم آمده. راهها را نشان می دهد و توصیه هایی با کلمات قصار می کند. نود درصدش تعقل است. خوب این خیلی چیز را می فهماند. که اینجور بوده. 

همه شما می دانید که اگر تمدن اسلامی نبود ممکن بود غرب در قرون وسطی بیش 1000سالی که مانده بود، بماند. آنها آمدند غارت کنند و جنگ های صلیبی را راه انداختند. تلفات زیادی هم دادند. بعد از 200 سال آنچه که بردند از همه چیز که می خواستند بیشتر بود و آن دانش اسلامی بود.قبلاً هم از طریق اندلس و سایر جاها رفته بودند. خوب می دانیم غربی ها از این سرمایه، علم خود رو کسب کردند البته به سرعت،خوب تنظیم کردند بهتر از خود ما آنها گرفتند وعمل کردند و ما ماندیم. در این مدت عقب رفتیم. 

توقع ما از انقلاب اسلامی واقعاً یکی هم همین نکته بود، اقدامی که در اوایل انقلاب شد و مدتی دانشگاهها را تعطیل کردند، ما موافق نبودیم ولی انسانهای علاقمند جوان و حماسی شلوغ کردند و اینجوری شد که عده زیادی از نیروها را از دست دادیم .ولی اصل موضوع حفظ شد و با ستادی که امام(ره) تشکیل دادند بخشی از دانشمندان ما فعال ماندند. دوباره احیاء شد.همان موقع برای ما و دوستان ما مشخص شد که این کار باید مردمی باشد. باید دانش را از انحصار دولت در آورد و مردم را شریک کرد. این برداشت البته با ادله دیگری هم بود. چون ما دیدیم دولت نمی تواند جوابگوی خواسته ها و تقاضاهای مردم باشد، می دید صف طولانی که پشت کنکور بود و اکثرشان دست خالی برمی گشتند،دل انسان را می شکست و واقعاً انسان را ذوب می کرد که چرا این همه جوان با حسرت به خانه برمی گردند .خانه را هم ناراحت می کند و استعداد ها زنده به گور می شد. 

از همان موقع تصمیم گرفته شد، چیزی به اسم دانشگاه آزاد اسلامی تاسیس شود. ما آزاد فکر می کردیم. این محدودیت هایی هم که الان هم در دانشگاه آزاد داریم اینها هم تو ذهنمان نبود، می خواستیم کاملامردمی باشد و از همه امکانات آن، مردم با میل خودشان استفاده کنند. بیایند تحصیل کنند، تحقیق کنند. ولی رفته رفته شورای انقلاب فرهنگی در چهار چوب نظام یک محدودیت هایی درست کردند و به این صورت درآمد. 

اگر امام(ره) نبودند اگر شخصیتی مثل امام (ره)نبود.دانشگاه آزاد هم این نمی شد، آن موقع اگر کسی اینجور کارها را از دولت می گرفت یک ارتداد از انقلاب حساب می شد و حتی مدارسی که از پیش وجود داشت آنها رو هم دولتی کردند مثل مدرسه علوی و مسائل جاری که کم کم اینها را برگرداندیم. چند تا دانشگاه و دانشکده و موسسه و پژوهشگاه غیر دولتی بود اینها رو برگردوند و دولتی کردند. سخت بود آن موقع واگذاری امور دانشگاهها به بخش خصوصی و غیر دولتی. ولی با این تفکر شد و این حرفی که الان شما می زنید، واقعاً همینطور است که دستور اسلام این است." کن معلماً أو متعلماً". یا استاد باش یا شاگرد باش. اگر می خواهی مسلمان خوبی باش یا باید چیزی یادبدهی یا یاد بگیری. 

زندگی اینطوری است. از گهواره تا گور مال اینجاست که اینطور باشد. این که حالا یک بحث عجیبی غریبی شروع می کنند، که علوم انسانی یا فلان علوم از غرب آمده بنابراین اینها به درد ما نمی خورد!. علم که به درد همه می خورد. ممکن است آدم با چیزهای دیگری آن را بهتر یا قویتر کند، اشکالاتش را برطرف کند ما باید هر جا دانش را دیدیم بگیریم و امروز دانش در خارج از ایران خیلی زیاد است که ما نداریم و بالاخره حتماً باید برویم دنبالش. 

منتها ما الان استعدادش را داریم. ما بسیاری از دانشمندانی را داریم که خودشان می توانند نقطه آغاز دانش های ناشناخته شده برای کشور ما باشند. ما علوم ژنتیک و بیولوژیک را خیلی دور بودیم ازآن، حتی وقتی که من نیاز شد یک تکنولوژی بیارم در وزارت علوم، مخالفت می شد، البته آنها مخالف کلی بودند، می گفتند از بلژیک بگیرید. از غرب بگیرید. خوب نمی دادند به ما .آنها می دانند این دانش نباید در ایران باشد. مجبور شدیم برویم از کوبا بگیریم ،کوبا هم خوب بود. همون منشا یک حرکتی شد. الان اساتید زیادی، شخصیت های زیادی، از اینجا در آمده و خیلی چیزهای دیگراز قبیل. 

به هر حال من فکر می کنم ،شما این تحرکی که خودتان با هزینه خودتان و فکر خودتان تا به حال به اینجا رساندید، این رو باید سرمایه شرایط جدیدمان قرار بدهیم و کشور را به صورت دانایی محور پیش ببریم. ما در سند چشم انداز، توسعه کشور را دانایی محور می خواستیم. این رو کار کردیم تا این که به این تعبیر رسیدیم و امضاء شد و الان ابلاغ شده ،منتها متاسفانه در موقعی ابلاغ شد و به دست کسی باید اجرا می شد که او ضد این چیزها بود و همین وضعی که شما می گویید در دانشگاهها و در جاهای دیگر پدید آمد. یک تحجری به جای باز کردن فضا خلق کردند، استاد آزاده روشنفکر را حذف می کردند. برای اینکه یک استاد شعاری را جای او بیاورند، خوب این با دانش سازگار نیست. با توسعه علمی سازگار نیست. اصلاً علم در فضای آزاد رشد می کند. در فضای خفقان زده، نمی شود عالم شد. تحجر و عقب افتادگی که از تعصب های کور جامعه را فرا می گیرد بزرگترین مانع خیزش علمی کشور است. دانشمند نمی تواند در فضای آلوده و تحجر و استبداد و زورگویی و تحمیلی، عقلش و فکرش و نیروی ابتکار و اختراعش را خوب استفاده بکند این واقعیت کاملاً در مبانی دینی ما هست. 

شما ببینید آنهایی که الان بیشتر روایت می خوانند و حرف می زنند این تفکر را ندارند، می روند روایت های تحجرآمیز را برای مردم می خوانند در تربیون ها. اگر آن روایت های دیگر را بخوانند، مردم می فهمند چه بوده، اسلام.چه جور بوده اسلام. 

در جلسه رسمی دولت در مقابل حضرت علی (ع) .آن شخصیت بزرگ. افراد زندیق می آمدند، در مجلس شرکت می کردند. در مقابل همه مردم، کفر می گفتند و حرفهایی می زدنند که متعصبین را عصبانی می کرد.گاهی کتک کاری می کردند، کار به بد گویی می رسید خوب این چطور می شود؟. حالا یه کلمه ای، یه کسی توی دانشگاه می گوید، یه جمله ای می گوید. باید اخراج بشود؟ . ستاره دار بشود؟. در جلسه رسمی حکومتی است، حضرت علی (ع) سخنگوی آنجاست. شما بخوانید کتاب های که در این زمینه هست. ببینید چه حوادثی اتفاق می افتاده. در یک جا چون اهانت شد به حضرت علی(ع). اصحابی که نشسته بودند، آن اهانت کننده را می خواستند کتک بزنند. حضرت علی(ع) فرمود: رهایش کنید. این چه وضعی است؟. « إنما سب باسبب و عفواً عن الذنب». او یک فحش داده، حداکثرش این است که یک فحش به او بدهید. بهتر این است که ببخشیدش. بگذارید حرفش را بزند. خوب جواب دارد جوابش را میدهیم؟

فضای دانشگاهی ما باید این طوری باشد.در چنین فضایی می تواند، تفکرها و استعدادها خودش را نشان بدهد .این هم فقط در فضای مردمی خواهد بود. فضایی که حاکم بر سرش نباشد و حراست ها دست ها را نبندند. افراد رو ممنوع الورود نکنند و از این چیزهایی که الان هست که می بینیم این ها با تفکر علی(ع) منافات دارد. 

ولی در فضایی که شما در انجمن های علمی خلق کردید با این انبوه انسان های عالم 140 هزار نفری . بخصوص از اینکه من این عدد خانم ها را نمی دانستم. از این عددی که خانم گفتند که زنان در این انجمن ها و انجمن های خودشان کثرت دارند. خوب این همانی است که آرزوی ما بود. الان یکی از بهترین دستاوردهای انقلاب به صورت خاموش و آهسته آهسته، بی سر و صدا اتفاق افتاد. آن هم همین است که الان خانم ها آمده اند و سهم زیادی در دانشگاهها به عهده گرفته اند. ما همینجور پیش برویم سالهای آینده خانم بی سواد نداریم . مادر بی سواد نداریم که فرزندانش را نتواند درست تربیت کند یا خانه را خوب اداره کند یا هر جا که هست کارش را به درستی انجام بدهد. از این به بعد این نقضیه ما برطرف می شود. این نیمی از پیکر جامعه دارد کم کم می رسد به موقعیت خودش. منتهی اگر جهشی و با سرو صدا بود حتماً در جامعه ما زمین می خورد. ولی آرام خودشان کردند و خدا خواست و یاری کرد. 

گاهی در مجلس صحبت هایی هست. از سهمیه زن و مرد در دانشگاهها. ولی اینها اشتباهه. من اصلاً قبول ندارم .نمی شود که کسی می خواهد درس بخواند جلوی او را بگیریم .بخصوص اگر دانشگاههای غیر دولتی این کار را بکنند، جایی ندارد. به هر حال اما پیشنهادی که شما کردید در مورد پیشنهاد شما چون وقت جلسه بعدم را الان دارم مصرف می کنم، اینجا کوتاه عرض می کنم. من با پیشنهاد شما موافقم. مرکز تحقیقات استراتژیک الان در اختیار من هست. شما الان خودتان بیایید طرح حضورتان در آنجا را به من بدهید من خودم فکر می کنم ما یک معاونت علمی درست کنیم و با همین انجمن های آکادمیک یک معاونت درست کنیم و رشته هایی که اهمیت دارن راد خودتان پیشنهاد کنید. به صورت کمیته های آن معاونت باشد و زیر مجموعه آنجا باشد. در حد امکاناتمان هم، ما پشتیبانی می کنیم. البته اونجا بودجه کمی دارد ولی در هرحال پشتیبانی شماست. 

شما بناست انجمن علمی بمانید. کار خودتان را بکنید اما حضور داشته باشید. من خواهش می کنم خانم ها هم آنجا حضور داشته باشند. یکی از کمیته ها را برای خانم ها بگذارید و چند تا رشته مورد اهمیتتون رو هم بگذارید. این رابطه را برقرار کنیم. شاید به زودی توسعه بیشتری پیدا بکند. امروز من حاضرم شما معرفی کنید و البته خودتان اول بررسی کنید که اختلافی پیش نیاید، بعداً دو دستگی اتفاق نیافتد. بتوانید منسجم وارد مرکز تحقیقات بشوید. یکی از خاصیت های اینجا این است که مرکز تحقیقات می تواند به کمیسیون های مجمع، خوراک بدهد. همین الان هم در دستورشان است.
دردوره دکتر روحانی هم این کار می شد. یعنی ما مسائلی که سیاست های کلی داریم، توی کمیسیون ها گفته می شد .خوب اینجا مجموع انجمن های شما هم بتواند با مسائلی که مرتبط با شماست آنجا حضور داشته باشید و مجمع را هم غنی تر می کنید، اما نباید شکلی بگیرد که این استقلال انجمن ها مخدوش بشود.من انجمن ها را همینجور مردمی و خود محور، نه دولت محور می خواهم. 
من باز هم خوشامد می گویم خدمت شما و امیدواریم که این جلسه منشأ یک حرکت دلخواه شما بشود. 
و السلام علیکم و رحمه الله 

عزیزالله خوشوقت و امام زمان!!

عزیزالله خوشوقت و امام زمان!!
پس از فوت آیت الله خوشوقت که پیش از مرگش کمتر کسی او را میشناخت و در اصل آیت اللهی در سایه بود- با مرگش کم کم حرف و حدیث در مورد او روز به روز زیادتر شد تا آنجا که او را از اولیاء الهی و کسی که با امام زمان و حتی عالم بالا رابطه دارد خواندند. گمان میرود اگر به همین صورت ادامه یابد دیری نخواهد پایید که او را در برابر امام خمینی علم کنند و گنبدوبارگاه بر سرخاکش برپا کنند و برخی به نان و نوایی برسند. برای پیشگیری از خرافه گرایی و مردمفریبی به نظر میرسد هر صاحب قلمی در حد توان خود باید به روشنگری بپردازد تا خلق الله بیش از این گرفتار تخیلات نگردند و در این مسیر ره نپویند.
پیش از ادامه بحث و نقد چند نکته قابل یاداوری است:
نکته اول: عنوان آیت الله عنوانی ارزشی نیست. یعنی ارزشی برای دارنده این عنوان به بار نمیآورد. قرآن کریم در بسیاری از آیه ها پدیده ها و نمودهای هستی و آفرینش خداوند را آیات الهی یا آیات الله میخواند که مفرد آن میشود آیت الله. در همین راستا امام خمینی در یکی از سخنرانیهای خود که از تلویزیون هم پخش میشد گفتند: سگ هم آیت الله است.  هدف آن مرحوم نیز همین بود که این عنوان برای کسی ارزش به بار نمیآورد.
چنین به نظر میرسد که واژه های روحانی و آیت الله و حجت الاسلام از عنوانهایی است که پس از مشروطیت وارد حوزه های علمیه شد و عنوان آیت الله را به کسی دادند که به درجه اجتهاد میرسید و کسانی را که هنوز این درجه را به دست نیاورده بودند برای احترام حجت الاسلام میخواندند.
این روند به همین گونه ادامه داشت تا وقوع انقلاب اسلامی که برخی ژورنالیستهای غربی حکومت اسلامی را حکومت ملاها خواندند و برخی از آنان که میخواستند با احترام از حکومت نوپا یادکند میگفتند حکومت آیت الله ها و مرزبندی تخصصی آن را رعایت نمیکردند. پس از فوت آیت الله خمینی این مرزبندی بیشتر شکسته شد آنهم از سوی داخلیها یعنی زمانی که کسانی را تنها برای احترام و بزرگداشت آیت الله خواندند با اینکه به درجه اجتهاد نرسیده بودند.
بنابراین امروزه نمیتوان هرکس که با عنوان آیت الله مشهور شده مجتهد خواند مگر آنکه درجه اجتهادش برای همگان محرز و آشکار شده باشد.
نکته دوم: نگارنده در حد انجام وظیفه در زمینه یادشده مقاله ای را که در پی میآید از آن جهت دستمایه نقد خود قرارداده که نویسنده آن تا آنجا که توانسته بزرگنماییهایی را که در مورد آیت الله خوشوقت صورت گرفته گرداورده است.
نکته سوم: نکته ای را که در این مقاله نیافتم ولی در جاهای دیگری خوانده ام این است که عزیزالله خوشوقت پدر همسر پسر بزرگ رهبر است.

عزیزالله خوشوقت چه تاثیری بر برنامه هسته ای ایران داشته؟
حسین باستانی
بی‌بی‌سی- دوشنبه 27 ژانويه 2014 - 07 بهمن 1392
توصیه عزیزالله خوشوقت به سعید جلیلی و همراهانش این بود که مذاکرات هسته ای باید "برد-باخت" باشد و نه "برد-برد"
روح‌الله قرهی مدیر "حوزه علمیه امام مهدی" اخیرا گفته عزیزالله خوشوقت "مورد عنایت ویژه امام زمان"‌ بوده، دانشمندان هسته‌ای را "راهنمایی" می‌کرده و نقش "پدر معنوی صنعت هسته‌ای" ایران را داشته است.
(واقعا خوشوقت بوده که برخی از سیاسیون و شیفتگانش او را از اولیاءالله دانسته و او هم با زرنگی بدون اینکه نفی یا اثبات کند نظرهای خود را به خورد سیاسیون خوشخیال میداده است. در پایان مقاله مشروح این نظر آمده است.- ویرایشگر)
این روحانی نزدیک به جبهه پایداری، در گفتگو با خبرگزاری رسا افزوده است: "دانشمندان هسته‌ای محضر آیت‌الله خوشوقت می‌رسیدند و برخی مواقع می‌گفتند به مشکلی برخوردیم ایشان مطالبی را به آنها می‌فرمودند و گاهی می‌فرمودند شما مشکلی ندارید بروید و فلان کار را انجام دهید." (درست نقشی را به وی نسبت میدهند که تنها امام خمینی چنین نقش و مقامی را داشت.)
این نخستین بار نیست که از نفوذ عزیزالله خوشوقت، روحانی صاحب نفوذی که در اسفند سال پیش از دنیا رفت، در برنامه هسته ای ایران سخن گفته می شود. در اواسط دی ماه ۱۳۹۱ فاطمه کاشانی، همسر مصطفی احمدی روشن، یکی از متخصصان هسته ای ایران که ترور شد نیز، به نقل جمله ای از او پرداخت که نشان دهنده نوع نگاه این روحانی نسبت به فعالیت های حساس اتمی ایران بود.
همسر آقای احمدی روشن، به خبرگزاری تسنیم نزدیک به سپاه پاسداران گفت: "[همسرم] یک بار پیش آیت‌الله خوشوقت رفته بودند و از ایشان پرسیده بودند که 'ظهور چقدر نزدیک است'؛ آقای خوشوقت فرموده بودند: این بستگی به این دارد که شما در نطنز چه کار می‌کنید."(جمله ای که هیچ چیز از توی آن در نمیآید مگر چیزی که خود در ذهن داشته باشید. این را میگویند زیرکی. جوری سخن بگویی که به گونه ای تو را ببینند که آن گونه نیستی!!)
این نقل قول ظاهرا حکایت از آن داشت که این روحانی، که هوادارانش او را "مورد عنایت ویژه امام زمان" می‌دانند، به نوعی سرنوشت فعالیت های حساس هسته‌ای ایران را در آنچه "جنگ آخرالزمان" خوانده می‌شود موثر میدانسته است.(در این زمینه در انتهای مقاله روشنگری صورت گرفته است.)
بانفوذترین گروه از پیروان آقای خوشوقت، در قالب "جبهه پایداری" ، تشکل حامی سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، فعالیت می کنند. تشکلی که کامران باقری لنکرانی از اعضای شورای مرکزی آن، اندکی پیش از درگذشت عزیزالله خوشوقت فاش کرده بود که کلیه مصوباتش باید برای اجرا، به "تایید" شورایی فقهی متشکل از آقایان خوشوقت و مصباح یزدی میرسیده است. (یعنی همان نقش و تأثیری که امام خمینی برای تشکلها و بویژه حزب جمهوری اسلامی داشت و حتی بیشتر.)
در هفته های اخیر، تندترین انتقادات به مذاکرات هسته ای دولت حسن روحانی، از جانب منسوبان به همین جبهه منتشر شده اند. سه هفته پیش، محمود نبویان از نمایندگان عضو جبهه پایداری، در انتقاد از سیاست هسته ای دولت روحانی تا آنجا پیش رفت که گفت: "ما به دنبال بمب اتم نیستیم اما برای اینکه اسرائیل را سرجایش بنشانیم لازم است."(اینهم از جمله شعارهای پوچ و بی محتوایی است که نه تنها سودی برای کشور ندارد که دستمایه ای است برای نتانیاهو که بگوید ببینید من درست میگویم؟ جالب توجه است که تندروان داخلی با نتانیاهو در موضوع هسته ای ایران همصدا و همنوا و از آن راضی نیستند. و این نکته را به روی خود نمیآورند!)
خبرگزاری نسیم، نزدیک به سپاه پاسداران، پیش از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ویدیویی کوتاه را منتشر کرد که مربوط به توصیه های آقای خوشوقت به سعید جلیلی و همراهانش قبل از یکی از نوبت های مذاکره با گروه ۱+۵ بود. وی تصریح داشت که مذاکرات هسته ای باید "برد-باخت باشد" و میافزاید: "شما ببرید، آنها ببازند؛ برد-برد، نه".(همه اش شعار!! اگر به سخن کار بر میآمد که دنیا به گونه ای دیگر بود. به عمل کاربرآید نه به سخن. مگر آنها که آن طرف میز نشسته اند الاغ تشریف دارند؟ اگر کسی از سیاست و کیاست بویی برده باشد این گونه سخنان را هجو میداند.)
مخالفت با مذکرات هسته ای "برد-برد"، یکی از مضامین ثابت انتقادات اعضای جبهه پایداری به تیم مذاکره کننده دولت حسن روحانی است و روح الله قرهی هم، در اظهارات اخیر خود تاکید کرد که "چیزی به نام برد ‌ـ ‌برد نداریم." (همینها هستند که چوب لای چرخ دولت میگذارند. اگر به واسطه کارشکنی هایشان ضربه ای بخوریم یا خفقان میگیرند و یا باز هم از رو نمیروند و تقصیر را برگردن دولت میاندازند.)

"هدایت" هسته ای؟
به نظر می رسد که مریدان عزیزالله خوشوقت، توصیه‌های او را ناشی از نوعی ارتباط با عالم غیب میدانند و بر همین مبنا، اجرای این توصیه ها را نوعی تکلیف الهی میدانند.(ظاهرا کرامات!! ایشان در حد اندازهای امامان شیعه در حال شکلگیری است.)
به عنوان نمونه ای از تاثیرگذاری وسیع این توصیه ها، می توان به تجربه بهار ۱۳۸۹ اشاره کرد که پیش بینی او در مورد وقوع قریب الوقوع "عذاب"(زلزله) در تهران، منجر به تصمیم گیریهایی عجیب در سطح مریدانش شد.(اما با وجود اینکه زلزله نیامده با این حال دکان سازان مگر از رو میروند؟!! البته زلزله تهران را زمین شناسان حتمی میدانند ولی هیچگاه تاریخی برای آن تعیین نکرده اند. این نکه هم از زیرکیهای وی بوده که پیش خود گفته اگر آمد که آمد و اگر نیامد میگوییم میآید. یعنی از نظر زمینشناسان برای جا انداختن نظر خود بهره برده است. )
یکی از این مریدان محمود احمدی نژاد بود که گفت "یکی از علمای تهران" از او خواسته‌ نسبت به خطر زلزله هشدار بدهد و از مردم بخواهد تهران را ترک کنند. وی بر همین مبنا در اظهار نظری دیگر تاکید کرد که "اقلا ۵ میلیون نفر باید از تهران بیرون بروند" و افزود: "بنده به وقتش از مردم خواهش خواهم کرد تا تهران را ترک کنند".
آن زمان، برخی سایتهای محافظه کار اعلام کردند که روحانی مورد استناد رئیس جمهور وقت، آقای خوشوقت بوده که پیش از آن نیز در پی انتخابات ریاست جمهوری١٣٧۶، بروز خشکسالی در کشور را مجازات رأی دادن به محمد خاتمی دانسته بود.(اینجاست که خط و ربطها روشن میشود. سیاست و نه الوهیت!! با این گونه ادعاهای غیراخلاقی و غیرعلمی آینده کشور به کجا ختم میشود؟) انتخاباتی که مدتی پس از آن، آقای خوشوقت به صدور فتوای مجازات برخی از قربانیان "قتل های زنجیره ای" متهم شد.
در اشاره ای دیگر به هشدارهای این روحانی، کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران، در خطبه های نماز جمعه خود گفت یکی از "اولیاى الهى"(حتی به امام خمینی چنین عنوانی را ندادند ولی بدون هیچ مدرک و مستندی وی را یکی از اولیای الهی میخوانند!! خوب است بدانید که نمونه ای از اولیای الهی خضر پیامبر است و این عنوان عنوانی بسیار بلند مرتبه است.) به مردم توصیه کرده که "توبه عمومی کنند" و گر نه به خاطر گناهان خود و از جمله بی حجابی، دچار زلزله می شوند.(از کودکی به یاد دارم که از این گونه جمله ها هر از چند سالی با خوابنماشدن برخی به درستی یا به فریب به صورت نوشته پخش میشده و میشود. روز قیامت که یوم تبلی السرائر- روزی که پنهانیها آشکار میشوند- است پای مردمفریبان بیشتر در گل خواهد ماند تا بیحجابان.)
در همان موقع، یک سایت نزدیک به روحانیون سنتی قم، شیعه آنلاین، نوشت که پس از اعلام خبر احتمال وقوع زلزله در تهران، "تعدادی از طلاب و مریدان آیت الله خوشوقت مقدمات لازم برای خروج از تهران، همچون تهیه منزل در شهرهای دیگر به ویژه قم را آغاز کرده اند."
کاظم صدیقی سال پیش نیز در اظهار نظری جداگانه راجع به عزیزالله خوشوقت، به بیان نقل قولی خبرساز از رهبر جمهوری اسلامی ایران پرداخت که هرگز تکذیب نشد.
وی گفت: "زمانی حضرت آقا فرمودند تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کند. بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند در طوفان ها خود را به آیت الله خوشوقت وصل کنید."
(خیلی عجیب است. چنین کراماتی را حتی به امام خمینی نسبت ندادند به دو دلیل یکی اینکه او و خانواده او را میشناختند که از اینگونه نسبتها حتی پس از مرگش بیزارند. دوم آنکه در آن زمان خرافه گرایی در جمهوری اسلامی هنوز رواج نیافته بود و امام خمینی نه تنها خود یکی از آتش بیاران این معرکه و خرافه گرایی نبودند بلکه با مشاهده کوچکترین انحرافی در این راه مبارزه میکردند. نمونه اش هم سخنان مرحوم فخرالدین حجازی بود.
پیامبر بزرگوار اسلام که قرآن کریم بر سینه او نازل شده میفرماید در چنین شرایطی به قرآن متوسل شوید ولی رهبر جمهوری اسلامی یا هرکس که این سخن را گفته- دستکم خود اقای صدیقی- عزیزالله خوشوقت را جای قرآن میگذارد و از اینهمه ظلم به قرآن هم ابائی ندارند. پیامبر اکرم-ص- فرمود: هنگامي كه انواع بلاها و شدايد روزگار مانند پاره‌هاي شب تاريك شما را فروپوشيد پس بر شماست كه به قرآن متوسل شويد.
میبینید که اول نسبتهایی به او دادند که به بنیانگذار جمهوری اسلامی دادند بعد نسبت رابطه با امام زمان سپس نسبتهایی که خاص ائمه معصومین و برخی پیامبران! است. اکنون او را جای قرآن قرار داده اند. تنها این مانده است که او را جای خدا هم قراردهند. بعید به نظر نمیرسد که اگر زنده میماند از او یک باب دیگری درست میشد.
انگلیسی ها در آغاز به محمد علی گفتند تو باب امام زمانی. یعنی هرکس بخواهد امام زمان را ببیند باید اول تو را ببیند. بعد که خودش باورش شد و برخی از مردم هم باور کردند- درست مثل الان- گفتند تو خود امام زمانی باز هم هم خودش باورش شد و هم برخی از مردم. سپس گفتند تو پیامبری و دین تازه ای آورده ای. دین هم ساخت. کار به جایی کشید که جانشینش بهاء الله ادعای خدایی هم کرد!!! فاعتبروا یا اولی الابصار!!)

در فایلی صوتی که از پس از درگذشت عزیزالله خوشوقت، از سخنرانی آیت الله خامنه ای در منزل وی منتشر شده، رهبر جمهوری اسلامی ابراز امیدواری کرده که "برکات آقای خوشوقت استمرار داشته باشد". وی توضیح داده است: "بعد از رها شدن از قید مادی و مادیت، ارواح بندگان خوب خدا توانایی‌های بیشتری دارند؛ دعا می‌کنند، دستگیری می‌کنند، هدایت می‌کنند."(دردل این اظهار نظر قداست بخشیدن به وی و نیز مجوز ساخت گنبدوبارگاه برای مدفن او نهفته است همان گونه که در آغاز گفتار آمد.)

به نظر میآید برنامه هسته ای ایران، از جمله فعالیتهایی است که نگاه گروهی از محافظه کاران به آن، هنوز تحت تاثیر هدایتهای روحانیونی چون عزیزالله خوشوقت قرار دارد. تلقی این روحانی به عنوان "پدر معنوی صنعت هسته ای ایران"، احتمالا ناشی از اهمیت چنین هدایتهایی است.
هرچند مدیر حوزه علمیه امام مهدی، در اظهارت اخیر خود مشخص نکرده که "راهنمایی" های آقای خوشوقت در مورد برنامه هسته ای ایران مشخصا از چه نوعی بوده اند، به نظر نمیرسد که رهنمودهای مورد اشاره وی، تناسبی با سیاستهای اعلام شده جمهوری اسلامی در مورد این برنامه داشته باشند.
رهنمودهایی که ظاهرا، هدف فعالیت های هسته ای ایران را تحمیل وضعیت "برد – باخت" به غرب دانسته و این فعالیت ها را، زمینه ساز "ظهور" تلقی میکرده اند.
نظر نهایی: واقعا خوشوقت! بوده که سیاسیون او را از اولیاءالله دانسته و او هم با زرنگی و کیاست بدون اینکه نفی یا اثبات کند حرفها و نظرهای خود را به خورد سیاسیون خوشخیال میداده است. البته این نگاهی خوشبینانه است و نگاه بدبینانه آن است که سیاسیونی که او را بزرگ کرده اند خود اعتقادی به وی نداشته باشند بلکه تنها خواسته باشند مردمفریبی کنند تا موقعیت خویش را محکم کنند. البته نام وی تنها با موضوع هسته ای گره نخورده بلکه در قضیه قتلهای زنجیره ای هم نام وی جزء نامهایی بود که از آنان اجازه میگرفته اند. حال چگونه میشود میان قتل نفس نویسندگان و دگر اندیشان و ولی خدا بودن رابطه ای برقرار کرد؟ تنها میتوان گفت وی همان نقش حضرت خضر پیامبر را داشته که در داستان موسی در سوره کهف به آن پرداخته شده است. ولی این ادعا ادعایی پرمخاطره است زیرا خضر همه کارهایی را که میکرد به اذن الهی بود و رابطه ای مستقیم با خداوند داشت زیرا پیامبر بود. بنابراین میبینیم که طرفداران عزیزالله خوشوقت در عمل مقام پیامبری را هم به او داده اند و سناریوی باب دارد در مورد ایشان کامل میشود.
و اما یکی از نکاتی که ثابت میکند وی هیچ ارتباطی با امام زمان(عج) نداشته و از اولیاء الهی نبوده این است که امام زمان را حتی به اندازه این نگارنده نمیشناخته است!! امام زمان هنگامی که ظهور کند با تواناییهای کامل ظهور میکند. همراه با تکنولوژیهایی که اکنون تنها در اختیار فرازمینی هاست. وی نیازمند هیچکس و هیچ چیز نیست. حتی آدمهای برگزیده خودش را میآورد و کارهای مهم را به آنان میسپارد. با توانیاییها- مدیریت فرا زمینی و افزارهایی که تنها در اختیار او و همراهان است سلاحهای اتمی را از کار میاندازد. یعنی خلع سلاح اتمی و نیز خلع سلاحهای کشتارجمعی واقعی به دست توانای ایشان صورت میگیرد نه آن گونه که از زمان جنگ سرد تا کنون سران دولتها و سازمانهای بین المللی در کنوانسیونها و کنفراسها تنها سخن رانده و نتوانسته اند این مهم را به نتیجه برسانند. در غیر این صورت شخص ایشان و همراهان هیچ امنیتی نخواهند داشت و به هیچ روی شرایط ظهورشان فراهم نخواهد شد و جهان سروسامان نخواهد گرفت. 
اینکه ما در دعاها و زیارتها میخواهیم که جزء جانبازان ایشان باشیم دلیل نیاز ایشان به ما نیست. بلکه اینها آرزوست و به کار اقتاع درونی میخورد و نه کاربرد بیرونی. اگر دلیل میخواهید بروید امامشناس شوید. کدام یک از امامان نیازمند کسی یا چیزی بوده اند تا امام زمانی که میخواهد جهان را دگرگون سازد و مدیریت کند دومینش باشد؟!! همه ائمه اطهار علیهم السلام تسلیم امر الهی بوده اند و نه وابسته به مردم و بویژه حکومتها و حاکمیتها!! که دیگر امام نخواهند بود. امام یعنی رهبر و پیشوا نه وابسته و پیوسته و نیازمند. دستکم میتوانید از سیره و روش و منش زندگی آنان این نکته ها را دریابید.
برای کسانی که میخوهند سخنان رسول اکرم(ص) را پیرامون قرآن کاملتر بدانند و بدانند که چه جایگاه رفیعی را که مختص قرآن است به عزیز الله خوشوقت نسبت داده اند:
هنگامي كه انواع بلاها و شدايد روزگار مانند پاره‌هاي شب تاريك شما را فروپوشيد پس بر شماست كه به قرآن متوسل شويد.
چه آن شفاعت‌كننده‌اي است كه شفاعتش پذيرفته شده و خبرگزاري است كه خبرش تصديق شده. كسي كه آن را پيش رو قراردهد به سوي بهشتش مي‌كشاند و كسي كه آن را پشت سر گذارد به سوي آتشش مي‌برد. رهبري است كه به گزيده‌ترين راه رهبري مي‌كند و كتابي است كه داراي تفصيل و تبيين و تحصيل است. فصل ميان حق و باطل است و هزل و بي‌هوده نيست. ظاهر و باطن دارد. ظاهرش حكمت و باطنش دانش است. ظاهرش دلربا و باطنش ژرف است. ريشه‌هاي عميق دارد و ريشه‌هاي عميق آن را ريشه‌هايي است. عجائب آن به شمار نمي‌آيد و غرائب آن كهنه نگردد. داراي چراغ‌هاي هدايت و نورهاي راهنماي حكمت و دليل معرفت است.
         قرآن هدايتي است كه از گمراهي و بيان روشني است كه از كوره‌راهي ميرهاند. موجب رهايي از لغزش است. نوري است كه از تاريكي و پرتوي است كه از پيش‌آمدها نجات مي‌بخشد. دستگيره‌اي است كه از هلاكت و رشدي است كه از حيرت‌زدگي و بياني است كه از فتنه‌ها بيرون مي‌برد. رساننده‌اي از دنيا به سوي آخرت است. كمال دين شما در آن است. و احدي از قرآن سرنپيچد مگر آنكه سوي آتش بپيچد.

قرآن را نيكو فراگيريد كه نبكوترين حديث است. در آن تفكر و بررسي كنيد كه بهار دلهاست و به نور آن بهبودي جوييد که بهبوددهنده درون سينه‌هاست و آن را نيكو تلاوت كنيد که گواراترين و شيرين‌ترين داستانهاست...