Thursday, May 16, 2019

اموال تباه شده ملت ایران!

اموال تباه شده ملت ایران!

امام علی علیه السّلام: ما رایت مالاً موفوراً الّا رایت فی جانبه مال مضیع

(ندیدم اموال فراوانی را مگر آنکه در کنارش اموالی تباه شده را!)

روزی در مورد آقای هدایتی در فیسبوک نوشتم "برادر بابک زنجانی". روز بعد بابک زنجانی که در زندان هم از همه گونه امکانات الکترونیکی بهرمند است، از طریق گوگل پلاس به من نوشت "چرا با ابروی مردم بازی میکنید؟ اگر کسی با زحمت و هوش خود دارایی زیادی کسب کند چه اشکالی دارد؟"
پرسش من: آیا اینهمه جوانان این کشور که به جایی وابستگی و از امکانی بهره ای ندارند باهوش و زکاوت نیستند؟ و آیا تاکنون توانسته اند به پولی برای تشکیل یک خانواده معمولی دست یابند؟
البته امثال زنجانی و هدایتی انگشت شمار نیستند. من با یکی از کوچولوهای آنها در سال هشتاد از نزدیک آشنا شدم که در جزیره کیش صاحب مغازه های بسیار فراوانی بود. شمار اینان بسیار زیاد است، البته از نظر گرداوری مال و ثروت، درجات دارند.
زمانی که شهرام جزایری در دهه هفتاد دستگیر شد، آیت الله خزعلی (پدر دکتر مهدی) در نماز جمعه گفت "ما شصت تا مثل او داریم...” چون صلاح حکومت نبود که به حساب آن شصت نفر رسیدگی کند، اکنون همانها شش هزار نفر شده اند!! البته شهرام جزایری خود نتیجه اولین فساد کلان بانکی بود. شامل طرحی که خانواده رفیق دوست (از جمله برادر و همسر بردار محسن رفیقدوست) ریختند و سیزده میلیارد تومان را از بانکی بالا کشیدند. ولی چون خودی بود، کس دیگری را به دار آویختند: فاضل خداداد
بجز هجده میلیاد دلاری که به ترکیه رفت و ترکها رویش آب خنک خوردند، و بیست میلیارددلاری که تاکنون خرج سوریه شده، و بجز بیست میلیارد دلار فساد بانکی که از فساد بانکی مشهور به سه میلیاد دلاری شروع شد، و هر روزه یکی از آنها لو میرود، پرسش اینجاست که بقیه سرمایه های این ملت که هر روزه فقیرتر میشوند کجاست؟ تنها پیش همینهاست که نامشان را دانه درشتها نهاده اند؛ یا در نزد کسانی هم هست که نام و عنوانشان کاملاً محرمانه است؟!! به هر روی، هنگامی که توازن توزیع سرمایه در یک سیستم به هم ریخت و به وضعیت بحرانی رسید، و به جای شصت نفر در دهه هفتاد، شش هزار نفر مفسد اقتصادی دانه درشت داشته باشیم، دیگر نباید آنها را دست کم گرفت!!! آنان کشور را ویران خواهندکرد.
پانزدهم مهر 1394 – ویرایش و انتشار گسترده: 26 اردی‌بهشت نودوهشت. احمد شمّاع زاده

No comments:

Post a Comment