Sunday, July 22, 2012

بیلبوردهای امام حسین(ع) در لندن- Imam Hussain Billbords in London2



Imam Hussain Billbords in London

اگر حسین یکی از ما بود، علم و بیرق او را و یادبودش را در هر نقطه از زمین برپا می کردیم و تمام مردمان را به مسیحیت دعوت می کردیم
پژوهشگر مسیحی - آنتونیو بارا 
اگر حسین برای ارضای خواسته های دنیوی خویش جنگیده بود، من نمی فهمم چرا خواهر، همسر و فرزندانش را همراه خود برد. این دلالت دارد بر اینکه او فقط برای اسلام فداکاری نمود
چالز دیکنز - رمان نویس انگلیسی
کارلایل: پیروزی حسین، با آنکه در اقلیت بود، مرا شگفت زده نموده است
پیشرفت اسلام، متکی به شمشیر نبوده بلکه به فداکاری والای حسین بدست آمد. من از حسین یاد گرفتم چطور پیروز شوم در حالیکه مظلوم و ستمدیده هستم
گاندی

Saturday, July 21, 2012

عاقبت آثار باستانی ما


عاقبت آثار باستانی ما 

خبرگزاری داشجویان ایران از تهران گزارش میدهد در منطقه شهداد کرمان در تاریخ 84/8/8 بر اثر دستگیری دو نفر که قصد داشتند جنازه مومیایی یک موجود کوتوله بیست و پنج سانتی متری با سن تقریبی هفده ساله را از کشور خارج کنند و به مبلغ 3 میلیارد تومان به کشور آلمان بفروشند این کشف علمی بر ملا شده است. 

تا اینجا یک خبر علمی است که هر اهل پژوهشی از شنیدن آن شاد میشود ولی گویا این واقعه در ایران رخ داده بنابراین نباید به آن دل خوش کرد و دنباله خبر ناگوار است. 
این اولین باری نیست که چنین کشفی صورت میگیرد ولی مشخص نمی شود که
اولا چرا این کشفها توسط ظاهرا کسانی صورت میگیرد که باستانشناس نیستند ولی کار باستانشناسی میکنند!! و برعکس کسانی که باستانشناس هستند بیکارند!! 
دوم اینکه چرا دولت علیه! نمی آید این روند را دگرگونه کند و تیمهای باستانشناسی را به مناطقی که این آثار در آنها وجود دارد گسیل کند و کاملا زیر نظر نیروی انتظامی قراردهد تا از سوء استفاده به هر شکلش پیشگیری شود. 
سوم اینکه این اشیاء کشف شده چه میشود؟ مثلا اگر اکنون به موزه ملی سربزنیم آن را مییابیم؟

دنباله خبر به طور خلاصه: پس از اینکه فرمانده نیروی انتظامی درباره این خبر مصاحبه میکند و چند باستانشناس اظهارنظر میکنند به یکباره فرمان در میرسد که خبر را تکذیب کنید و همه سایتهایی که خبر را گزارش کرده اند خبر را حذف کنند که این کار صورت میگیرد و تنها سایتی که این کار را نمیکند فیلتر میشود. و...

از نظر اقتصادی اگر این کشفها پیش یا پس از کشف نیروی انتظامی دزدیده نشوند و در موزه های ایران به نمایش گذارده شوند ایران از نظر آثار باستانی خیلی کمتر از مصر نخواهدبود که درامدش از توریست بیش از درامد نفت ایران است. البته مصر که جای خود دارد حتی ترکیه چند برابردرامد نفت ایران درامد توریستی دارد. 
از نظر علمی دانشمندان ایران و جهان میتوانند از این کشفها بهره برداری کنند و نظرهای تاره ای ارائه دهند که انسان همواره در پی کشف حقایق گذشته برای بهره برداری در ساختن آینده است.
اگر این کشف در کشوری اروپایی رخ داده بود یک سمینار تشکیل میدادند تا دانشمندان اهل نظر در این زمینه نظرهای خود را ارائه دهند و سپس در موزه قرارش میدادند و بهره وری اقتصادی صورت میگرفت.این خبر از وبلاگ "روح پاک" برگرفته شده.

***

در حين عمليات تعريض جاده مسير شهرک حسن آباد- سنندج، 5 قبر تاريخي کشف شدند.  30-8-1387

مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کردستان طبق کارشناسي هاي اوليه، قدمت اين قبرها را 3 هزارسال تخمين زدند. در اين قبرستان كه مردگان به صورت چمباتمه‌اي دفن شده اند، اشيائي همچون نيزه هاي جنگي، دست بند مفرغي و کاسه هاي سفالي نيز کشف شده است. شاهدان عيني که در ساعات ابتدايي کشف اين گورها قادر به ديدن آنها شدند، اظهار مي دارند که يکي از اين قبرها مربوط به يک پادشاه مي باشد
اين جسد به صورت سالم در يک تابوت قرار داده شده که لايه ي بيروني آن را سرب و ساروج و لايه ي داخلي آن طلاکاري شده است. طول اين تابوت دقيقاً به اندازه ي طول جسد مي باشد. در کنار سر اين جسد يک(يا دو) جعبه ي طلايي و با محتويات اشيايي از جنس طلا، در کنار آن يک نيزه و در روي سينه و ميانه ي بدن آن دو شيه، يکي به شکل ماهي و ديگري به شکل عقاب قرار دارند. روي اين دو صفحه کلماتي به زبان ميخي حک شده است. همچنين در پشت سر جسد و بر ديواره ي تابوت، تصويري حک شده ديده مي شود.

 نکته ق
ابل توجه در اين جسد، سالم بودن جسم است. اين جسد حتي به شيوه ي موميايي هاي کشف شده در پارچه ي قرار داده نشده و با اين وجود تمام نقاط آن کاملاً سالم مانده اند.

تصاوير مربوط به چهار جسد ديگر در تلويزيون محلي کردستان پخش شده،
 اما تصوير مربوط به اين پادشاه تاکنون در تلويزيون ملی و شبکه ي محلي کردستان پخش نشده است.
به گفته ي مردم محلي، با توجه به اينکه سرقت آثار تاريخي
 کردستان همواره از سوي بعضي مسئولين صورت گرفته است، اين نگراني وجود دارد که اين جسد نيز همچون موارد ديگر به سرقت برود.

قبرستان کشف شده در فاصله 500 متري تپه
 باستاني زاگرس سنندج قرار دارد که در فهرست آثار ملي ثبت شده است
 تصاويري از موميايي بي نظير پيدا شده در منطقه حسن اباد سنندج
احتمال مي رود اين موميايي متعلق به دياکو پادشاه ماد مي باشد متاسفانه تا کنون هيچ گونه اطلاعي از سرنوشت اين موميايي در دست نيست.
دیاآکو که بود؟
دیاآکو را اولین پادشاه ایران مینمامند،گفته میشود او وقتی به پاد شاهی رسید شهر همدان (هگمتانه آنروزگار) را پایتخت خویش قرار داد.
وی دستور ساخت هفت دیوار تودرتو و استوار را در همدان داد که درون این دیوارها باغ و بیشه و بوستان فراوانی پدید آوردند.
این سازه شگفت‌انگیز پایتخت ایران آن روزگار بود.
دیاآکو 53 سال پادشاهی کرد.

بنا به اظهار نظر شاهدان موميايي توسط يک هليکوپتر ناشناس به محل نامعلومي انتقال داده شده است.. سازمان ميراث فرهنگي در موزه فقط چند تکه استخوان را نشان عموم مردم داده اند و فقط به اين اکتفا کرده اند ولي تصاوير گرفته شده خلاف ان را نشان مي دهند تابوت پيدا شده تمام از طلا پوشيده شده بوده است.

دعاهاي گمنام

دعاهاي گمنام

دعاهايي را كه از سال‌هاي بسياردور به مناسبت‌هايي شناخته‌ام، و سودهاي دنيايي و ثواب‌هاي عقبايي بسياري براي آنها نقل‌شده، ولي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ميان دعاهايي كه خوانده‌مي‌شوند، نمي‌يابم‌(احتمالاً به اين دليل كه در مفاتيح الجنان يافت‌نمي‌شوند) به اين مناسبت كه سخن بر سر اخلاق و خداشناسي است، شايسته‌ است براي بهره‌برداري خوانندگان، در اينجا نقل‌شود:
اولين دعا كه درپي مي‌آيد، برخي مضمون‌هاي آن به‌گونه‌اي خلاصه، در دعاي ويژه روز دوشنبه آمده است؛ ولي اين دعا چيز ديگري است؛ اگر هرروز با دقت بخوانيم، بهره‌هاخواهيم‌برد:

دعاي جليل القدر عكّاشه

بســـم الله الــرّحمــن الــرّحيـــم


الّلهم يا كثيرالنّوال، يا حسن‌الفعال، يا رازق‌العباد، لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. الّلهم ان دخل‌الشّبهه في معرفتي ايّاك، ولم اعلم به، تبت عنه و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. اللّهم ان دخل‌النّفاق في قلبي من ذنوبي‌الكباير و الصّغاير، ولم اعلم به، تبت عنه و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. اللّهم ان دخل‌العجب والكبريا‌‌ء والسّمعه في عملي و لم اعلم به، تبت عنه و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. الّلهم ان‌ جري‌الكذب و الغيبه و النّميمه علي لساني، ولم اعلم به، تبت عنه و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. الّلهم ما اردت لي من خير، فلم اشكره و لم اعلم به، تبت عنه، و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. الّلهم ما اوليتني من نعمائك فغفلت عن شكرك، ولم اعلم به، تبت عنه و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. الّلهم يا حيّ يا قيّوم، يا ذالجلال و الاكرام يا لااله الا انت سبحانك اني كنت من الظّالمين. الّلهم ما اوليتني من الائك فلم اوءدّ حقه و لم اعلم به، تبت عنه، و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي الله اللهم ما مننت به علي من‌الحسني فلم احمدك و لم اعلم به، تبت عنه، و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. اللهم مااوجبت علي فلم ارضه ولم اعلم به، تبت عنه، و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. اللهم ان‌اعتمدت من سؤال في‌الشّدائد ولم اعلم به، تبت عنه، و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله. الّلهم ما صلح من شأني بفضلك فرأيته من غيرك ولم اعلم به، تبت عنه، و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله الّلهم ان طلب لساني من غيرك، ولم اعلم به، تبت عنه، و اقول لااله الاالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله و صلي‌الله علي محمدٍ و اله‌الطّيّبين‌الطّاهرين‌المعصومين.
     

دعاي دوم
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

لااله الاّالله الجليل‌الجبّار لااله الاّالله الواحدالقهّار لااله الاّالله العزيزالغفّار لااله الاّالله الكريم‌السّتّار لااله الاّالله الكبيرالمتعال لااله الاّالله وحده لاشريك له الهاً واحداً ربّاً و شاهداً احداً صمداً و نحن له مسلمون لااله الاّالله وحده لاشريك له الهاً واحداً ربّاً و شاهداً احداً صمداً و نحن له عابدون لااله الاّالله وحده لاشريك له الهاً واحداً ربّاً و شاهداً احداً صمداً و نحن له قانتون لااله الاّالله وحده لاشريك له الهاً واحداً ربّاً و شاهداً احداً صمداً و نحن له صابرون لااله الاّالله محمد رسول‌الله علي ولي‌الله اللهم اليك وجّهت وجهي و اليك فوّضت امري و عليك توكّلت يا ارحم‌الرّاحمين.

دعاي سوم


خواندن اين دعا در شب نيمة شعبان، پس از نماز مغرب، با تكرار بيست‌ويك بار، بدون اينكه پس از نماز، با كسي سخن گويد، و يا رو از قبله بگرداند، سفارش‌شده، و با پشت‌بند صدقه‌دادن، شخص را براي يك سال از آفت‌هاي گوناگون، بيمه‌مي‌كند:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم
الّلهم انّك ذواناه و لاطاقه لنا بحكمك ياالله ياالله ياالله الامان الامان الامان من الطّاعون والوباء،‌ و  موه‌الفجأه و سوءالقضآء و شماته‌الاعدآء ربّنااكشف عنّاالعذاب انّا مؤمنون برحمتك يا ارحم‌الرّاحمين.

ياداوري:
1ـ هرگاه شخصي مرض سخت‌ ديگري را نيز درنظرداشته‌باشد، بويژه در اين سالها كه ‹سرطان› جان بسياري را مي‌گيرد، مي‌تواند نام آن مرض را پس از واژة ‹وباء› بياورد. اين يك استنباط است و مكتوب نيست.
2ـ ‹موه‌الفجأه› يعني ‹مرگ ناگهاني› همچون پيشامد‌هاي رانندگي كه كشور ما در دنيا ركورددار آن است.
3­ــ گفتني است، در جهت سلامتي تن، تنها دعايي كه آنهم بيمه‌گر مجرّبي است،‌ ‹دعاي نور› است، كه هركس بر آن مداومت داشته‌باشد، از تب‌كردن مصون مي‌ماند؛ كه اين خود مصونيت‌هاي ديگري را نيز درپي‌خواهدداشت.
اين دعا معاني بلندي در زمينة خداشناسي و آفرينش دربردارد. از آنجا كه آية نور وجوددارد و نيز ممكن است نوع ديگري از دعاي نور وجودداشته باشد، ياداوري مي‌شود دعاي منظور، دعايي است كه اينچنين آغازمي‌گردد: بسم‌الله‌النور بسم‌الله النورالنور
احمد شماع‌زاده

Friday, July 20, 2012

لبخند خدا

لبخند خدا
 
لوئیز زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس، و نگاهی مغموم; وارد خواروبار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمیتواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند.
 
جان لانک هاوس، با بی اعتنایی، محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند. زن نیازمند، در حالی که اصرار میکرد, گفت آقا شما را به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را می آورم.جان گفت نسیه نمی دهد. مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت وگوی آن دو را میشنید به مغازه دار گفت: ببین خانم چه میخواهد. خرید این خانم با من. خواربار فروش با اکراه گفت: لازم نیست، خودم میدهم. لیست خریدت کو؟ لوئیز گفت: اینجاست. 

"لیست را بگذار روی ترازو. به اندازه وزنش، هر چه خواستی ببر"
 
لوئیز با خجالت یک لحظه مکث کرد. از کیفش تکه کاغذی در ‏آورد و چیزی رویش نوشت و ‏‏آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند کفه ترازو پایین رفت. خواروبار فروش باورش نشد. مشتری از سر رضایت خندید. مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ترازو کرد. کفه ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند. در این وقت خواروبار فروش با تعجب و دل خوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته شده است.
کاغذ، لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود: "ای خدای عزیزم، تو از نیاز من با خبری، خودت آن را بر آورده کن"
مغازه دار با بهت جنسها را به لوئیز داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد.
لوئیز خداحافظی کرد و رفت. 

فقط اوست که میداند وزن دعای پاک و خالص چقدر است!!

Tuesday, July 17, 2012

دانشگاه استنفورد


یک واقعیت جالب 
 
خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند.

منشي فوراً متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامي گفت: «مايل هستيم رييس را ببينيم.»

منشي با بي حوصلگي گفت: «ايشان امروز گرفتارند.»

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهيم شد.»

منشي ساعتها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند. اما اين طور نشد. منشي که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصميم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رييس با اوقات تلخي آهي کشيد و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اينکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواري دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمي آمد.

خانم به او گفت: «ما پسري داشتيم که يک سال در هاروارد درس خواند. وي اينجا راضي بود. اما حدود يک سال پيش در حادثه اي کشته شد. شوهرم و من دوست داريم بنايي به يادبود او در دانشگاه بنا کنيم.»

رييس با غيظ گفت :« خانم محترم ما نمي توانيم براي هرکسي که به هاروارد مي آيد و مي ميرد، بنايي برپا کنيم. اگر اين کار را بکنيم، اينجا مثل قبرستان مي شود.»

خانم به سرعت توضيح داد: «آه... نه....  نمي خواهيم مجسمه بسازيم. فکر کرديم بهتر باشد ساختماني به هاروارد بدهيم.»

 رييس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «يک ساختمان! مي دانيد هزينه ي يک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان هاي موجود در هاروارد هفت و نيم ميليون دلار است.»

خانم يک لحظه سکوت کرد. رييس خشنود بود. شايد حالا مي توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آيا هزينه راه اندازي دانشگاه همين قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نيندازيم؟»

شوهرش سر تکان داد. رييس سردرگم بود. آقا و خانمِ "ليلاند استنفورد" بلند شدند و راهي کاليفرنيا شدند، يعني جايي که دانشگاهي ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:

 

دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، يادبود پسري که هاروارد به او اهميت نداد.
 


 

تن آدمی شریف است به جان آدمیت          نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
 

Friday, July 13, 2012

تصویرهای جالب 360 درجه سه بعدی (Wonderful 3D sightseeings)

تصویرهای جالب 360 درجه از همه جای دنیا


گروه سایت Air Pano کاری شگفت انگیز انجام داده اند، کاری که نشان از خلاقیت و هنرمندی آنها در زمینه تصویرسازی دارد. این 24 تصویر 360 درجه باورنکردنی را ببینید و لذت ببرید و از دیگر امکانات این مجموعه مانند خواندن مقاله ها بهره برداری کنید.
برای لود شدن تصویرها اصلی روی هر تصویر کلیک کنید.
 

آبشار ایگوآزو در مرز برزیل و آرژانتین





برج پتروناس در کوالالامپور مالزی





نمایی از آمستردام در هلند





مناره کالیان در بخارای ازبکستان





دریاچه مونو در کالیفرنیای آمریکا





مجسمه آزادی در نیویورک، آمریکا





شهر سیدنی در استرالیا





آبشار ویکتوریا در مرز زامبیا و زیمبابوه





منهتن در نیویورک، آمریکا





سن پترزبورگ در روسیه





جزایر مصنوعی (نخل) در دبی





دورنمایی از تابلوی تبلیغاتی شهرک هالیوود در آمریکا





صخره های آهکی دوازده حواری مشهور به ویکتوریا در استرالیا





دنیای زیر آب جزایر مالدیو





سفری بر فراز یکی از دریاچه های نیوزیلند





غروب دیدنی لاس وگاس در آمریکا





میامی در فلوریدای آمریکا





برجی در مسکو که آنرا بلندترین برج اروپا می نامند





دماغه امید نیک، در جنوب غربی ترین نقطه آفریقا





آبشار آنجل (فرشته) در ونزوئلا، مرتفع ترین آبشار جهان





آبشار آنجل (فرشته) در ونزوئلا، از زاویه ای دیگر
فرود آب در ارتفاع 979 متری زمین !





گشتی شبانه در لاس وگاس آمریکا





جزایر دیدنی مالدیو در شب





پل گلدن گیت سانفرانسیسکو در مه



چه بی حیاست گلی که...(Flowers)


 حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
. . . .
غنچه از خواب پرید ... و گلی تازه به دنیا آمد ...
خار خندید و به گل گفت : سلام ... و جوابی نشنید ...
خار رنجید ولی هیچ نگفت ...
ساعتی چند گذشت ... گل چه زیبا شده بود ...
دست بی رحمی آمد نزدیک ... گل سراسیمه ز وحشت افسرد ...
لیک آن خار در آن دست خلید ... و گل از مرگ رهید ...
صبح فردا که رسید ... خار با شبنمی از خواب پرید ...
گل صمیمانه به او گفت : سلام ...



                      

چه زیباست که خاری گل دهد

 

و چه بی حیاست گلی که خار را دوست نداشته باشد ....


 


 

گل اگر خار نداشت، دل اگر بی غم بود، اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود، زندگی عشق اسارت قهر آشتی هم بی معنا بود

 


 

همه کس عکس گل یار به تماشا خواهد
لیک از آن گل که در او خار نیست تمنا نکنیم

 


 

زندگي با همه وسعت خويش
محفل ساكت غم خوردن نيست
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست
اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست
زندگي خوردن و خوابيدن نيست
زندگي جنبش جاري شدن است
زندگي کوشش و راهي شدن است
از تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدا مي داند.
زندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،

 

 
يادمان باشد اگر گل چيديم،
عطر و  برگ و  گل و  خار،
همه همسايه ديوار به ديوار همند..

 

 

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو                      دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

 

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی                   عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

 

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج                            فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست 

 
زندگي چون گل Red roseسرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،
 






.

Thursday, July 12, 2012

تصویرهای زیبای سه بعدی( - nature wonderful 3D sightseeings)


تصویرهای زیبای سه بعدی 


کنترل را نگهدارید و شماره های عکس را کلیک کنید این عکسها با موس حرکت می کنند. 

Click on the picture and move your mouse around and the picture will give you a 360 degree & scroll for ZOOM view
 


PICTURE NUMBER 2


PICTURE NUMBER 3

PICTURE NUMBER 4


PICTURE NUMBER 5