Friday, December 6, 2013

درسهایی که حاکمان و محکومان تاریخ میتوانند از ماندلا بگیرند


درسهایی که حاکمان و محکومان تاریخ میتوانند از ماندلا بگیرند
نوشته: وحید عمر(سخنگوی پیشین رئیس جمهوری افغانستان)
با عنوان افغانستان در حسرت ماندلایی که نداشت
جمعه 06 دسامبر 2013 - 15 آذر 1392


در عصری که فرهنگ فردمحوری و تندیس سازی برای انسانها آهسته آهسته کمرنگتر می‌شود، نلسون ماندلا شاید آخرین نمادی باشد که به توان از او به عنوان الگوی موفقترین مبارزه یک نسل در برابر ستم، تبعیض، بی‌عدالتی و برتری جویی یاد کرد.
او محکومی بود که حاکم شد. زندگی او میتواند سرمشقی برای دیگر محکومین و حاکمانی باشد که میخواهند در راه خداوند به انسانیت خدمت کنند.

آنچه که از ماندلا و نزدیک به نیم قرن مبارزه آزادیخواهانه اش در تاریخ ماندگار خواهد ماند، الهام بخشی و تاثیرگذاری است که مبارزات او و همرزمانش برای سایر جوامع به ارمغان آوردند.

از عدم خشونت تا "خشونت کنترول شده"
مدیبا(نام قبیله ای نلسون ماندلا) مبارزه خود را علیه آپارتاید، با الهام از آموزه های "مبارزه مسالمت آمیز" و یا "مقاومت منفعل" که مهاتما گاندی در مبارزه اش علیه استعمار انگلیس در هند از آن استفاده کرده بود، در حزب کنگره آفریقای جنوبی آغاز کرد.
در جریان ۱۳ سال مبارزه مسالمت آمیز، مدیبا به سمبول " نافرمانی مدنی" علیه نظام مبدل شد. میان سال های ۱۹۴۸-۱۹۶۱ فعالیت های مدیبا از طریق مبارزه منفعل توانست مزاحمت ایجاد کند. ولی تا آن سال اکثریت رهبران این حزب یا زندانی شده بودند، یا تبعید شده بودند و یا هم کشته شده بودند و این مقاومت آهسته آهسته از هم می گسیخت.
مدیبا از روش مقاومت آرام تا قتل عام شارپویل در سال ۱۹۶۱ که در آن ۶۹ آفریقایی سیاه پوست توسط رژیم به قتل رسیدند استفاده کرد. ولی مقاومت آرام تا زمانی کارگر بود که رژیم در مقابل اینگونه مبارزه به خشونت متوسل شد و به گفته خودش "استفاده از خشونت در مقابل برنامه های رژیم ناگزیر شد". در سال ۱۹۶۱ مدیبا، بعد ازینکه راه مبارزه مسالمت آمیز بر وی و همکارانش بسته شد، با الهام از شیوه کار ماوو زیدانگ و چه گوارا و با پایه گذاری شاخه نظامی حزب گنگره آفریقا "خشونت کنترل شده" را در مقابل آپارتاید آغاز کرد و دست به فعالیت هایی زد که وی آنرا "مقابله با برنامه‌های تبعیض آمیز" رژیم مینامید.

زندان در جزیره رابن
در سال ۱۹۶۴ مدیبا و یک تعداد همرزمشانش به اتهام "خیانت به آفریقای جنوبی" زندانی شدند. در دفاعیه مشهوری که مدیبا در محکمه از خود ارائه کرد تمام مسئولیت را پذیرفت و بدون هراس خود را رهبر فعالیت های "سبوتاژ" در مقابل نظام معرفی کرد و با مسوولیت پذیری و شهامت بی نظیر راهی زندان شد و ۲۷ سال زندگی خود را در آن زندان گذراند.
به گفته خودش وی از شیوه رهبری کار گرفت که بر اساس آن یک رهبر باید "در زمان موفقیت دیگران را وارد صحنه کند ولی در موقع خطر باید پیشگام شود و مسئولیت بپذیرد." آنچه مدیبا را از سایر زندانیان متمایز ساخت، استقامت و اراده متین وی و به تعبیر خودش "خوشبینی" نسبت به فرجام مبارزاتش بود.
همین خوشبینی نسبت به فرجام مبازرات بود که وقتی از زندانی در پریتوریا با هواپیما به جزیره رابن انتقال داده می‌شد، در وسط راه به همرزمانش جاهایی را نشان می‌ داد که از آن می‌توانستند علیه رژیم به مبارزه مسلحانه بپردازند.
۲۷ سال زندان نه تنها او را از صحنه سیاسی و مبارزات آزادیخواهی در آفریقای جنوبی منزوی نساخت بلکه به شهرت وی افزود و در زندان وی عملا به شخص اول این مبارزه تبدیل شد. تا اینکه در نتیجه فشار های داخلی و بین المللی در سال ۱۹۹۱ از زندان رها شد و رهایی مدیبا از زندان عملا شکست رژیم آپارتاید را در افریقای جنوبی به ارمغان آورد.

سرکوب انتقام جویی
آنچه مدیبا را از اکثر رهبران هم عصرش متمایز ساخت این بود که او هیچ گاهی نخواست خواسته ها، انتقام جویی و نگرانی های شخصی اش تاثیری بر شیوه پیشبرد امور آفریقای جنوبی داشته باشد. بعد ازینکه آفریقای جنوبی به آزادی رسید و وی با کسب اکثریت قاطع در راس نظام قرار گرفت، هیچ گاهی از خشونت کار نگرفت و به بزرگترین سمبول پذیرش، عفو و همدیگر پذیری مبدل شد.
مدیبا در یک اقدام بی سابقه در اولین سال پس از رهایی به زندان رابن سفر کرد و زندانبانی را که بیشترین شکنجه را بر او روا داشته بود بدون قید و شرط بخشید. در زمانی که رئیس جمهور آفریقای جنوبی شد، هیچ گاهی انتقام گیری از عوامل رژیم آپارتاید نپرداخت.
در اولین سال ریاست جمهوری خود به میدان بازی راگبی که بازی سفید پوست ها محسوب می‌شد و سیاه ها همیشه از اشتراک در آن منع شده بودند شتافت و لباس راگبی پوشید و در بیانیه افتتاحیه ریاست جمهوری خود آفریقای جنوبی را کشور همه سیاه و سفید و هندی و ملی نژاد ها توصیف کرد و گفت به همان اندازه که مخالف برتریجویی سفید ها در آفریقا بوده و علیه آن مبارزه می‌کرده است به همان اندازه مخالف برتری جویی سیاه ها است و در مقابل آن مبارزه خواهد کرد.
آنچه وی را از سیاستمدار هم عصرش، رابرت موگابه در کشور همسایه اش زمبابوی متمایز ساخت همانا قدرت غلبه وی بر خواسته های شخصی، انحصار طلبی و انتقام جویی بود، خصوصیاتی که رابرت موگابه را از یک رهبر آزادی بخش به یک رهبر مستبد بدل کرد.

عدالت انتقالی و جلوگیری از بحران
پیامد مبارزات و آزادی افریقای جنوبی بیشترین تاثیر گذاری را بر شیوه برخورد با مجرمین جنگی در جوامع پس از جنگ داشت. عدالت انتقالی در افریقای جنوبی، تا امروز، بهترین نمونه برخورد با جنایات جنگی در یک جامعه پس از بحران است.
در موارد قبلی تطبیق عدالت انتقالی در آلمان، آرژنتین، چیلی و کشور های دیگر، محاکمه مجرمین جنگی، به عنوان ابزار اصلی تطبیق عدالت انتقالی، در راس کار قرار داشت و در اکثر این کشور ها تطبیق عدالت انتقالی توام با انتقام جویی و سرکوب گروهی که در جنگ مغلوب شده بود متمرکز بود.
این شیوه عدالت انتقالی بعد ها " عدالت برنده" نام یافت که از سوی برنده جنگ بر بازنده های جنگ تطبیق می‌شد. در آفریقای جنوبی مدیبا اعلام کرد که هیچ کسی برنده و یا بازنده این مبارزه نیست.
انتقام جویی را به شدت سرکوب کرد و قربانیان جنگ و بی عدالتی را در محراق توجه عدالت انتقالی قرار داد.
آفریقای جنوبی بانی تطبیق برنامه عدالت انتقالی به شیوه ای شد که در آن جبران خسارت در مقابل، انتقام جویی، در دستور کار قرار گرفت.
نهاد های دلجویی از قربانیان برای اولین بار برای تطبیق برنامه عدالت انتقالی تاسیس شدند. برای اولین بار در یک جامعه پسا بحران، مجرمین وادار شدند تا به خانواده های قربانیان غرامت بپردازند، پول تحصیل خانواده های قربانیان را بپردازند و یا به خانواده های قربانیان، حقیقت را بگویند.
مدلی را که مدیبا در آفریقای جنوبی بعد از جنگ تطبیق کرد، مدلی بود که در آن توازن میان " ثبات سیاسی و اجتماعی" و " تطبیق عدالت" به بهترین شکل در نظر گرفته شد. آفریقای جنوبی در حالی‌که به خطر بی ثباتی سیاسی و اجتماعی مواجه نشد، با توسل به شیوه های انسانی، عدالت نسبی در آن تامین شد.

پیامد‌های راه دراز آزادی
بدون شک که گام های استوار مدیبا در راه دراز آزادی، بهشت موعود را در پی نداشت. بعد از پیروزی در مقابل آپارتاید جامعه آفریقای جنوبی با چالش های گوناگون روبرو شد. وضعیت اقتصادی سیاه پوستان به اندازه که انتظار می‌رفت رشد نکرد، یک تعداد هواداران و مقامات حزب کنگره به سو استفاده از مقام های نویافته پرداختند، شهروندان سیاه و سفید با هم برابر نشدند و جامعه آفریقای جنوبی کماکان منقسم و جدا بافته باقی ماند.
ولی آنچه را نباید فراموش کرد این است که آفریقای جنوبی و مبارزه خستگی ناپذیر مدیبا و همقطارانش به عنوان یکی از طولانی ترین و پر قربانی ترین مبارزات تاریخ برای رسیدن به عدالت، برابری و حقوق شهروندی مبدل شد.


یادداشت یعنی به یاد داشته باش!(18)

یادداشت یعنی به یاد داشته باش!(18)
طبق آنچه که در خبرهای بی بی سی آمده است پس از انتشار خبر درگذشت نلسون ماندلا جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا اولین کسی بود که از او به بزرگواری یاد کرد.سپس رئیس جمهور پیشین و پس از او رئیس جمهور کنونی آمریکا  و پس از آنان دیگر شخصیتهای جهان از هر طیفی او را به گونه ای زیبا و تحسین برانگیز وصف کردند:
جیمی کارتر: مردم آفریقای جنوبی و هواداران حقوق بشر در سراسر جهان یک رهبر بزرگ را از دست داده اند. عشق او به آزادی و عدالت باعث ایجاد امیدی تازه برای نسل ها سرکوب شده در سراسر جهان شد و به خاطر او بود که آفریقای جنوبی امروز یکی از دموکراسی های ممتاز جهان است.
10 ساعت 47 دقیقه پیش
نلسون ماندلا، رییس جمهوری پیشین آفریقای جنوبی، رهبر جنبش علیه آپارتاید و برنده جایزه صلح نوبل در سن ۹۵ سالگی درگذشت. با پوشش لحظه به لحظه واکنش ها به درگذشت ماندلا با ما همراه باشید.
11 ساعت 5 دقیقه پیش

به یاد داشته باشیم که اگر انقلابیون جهان مخصوصا انقلابیون مسلمان از حضرت رسول اکرم(ص) به هنگام فتح مکه یادمیگرفتند که به هنگام رسیدن به قدرت پیشینیان را ببخشایند و یا دستکم مانند حضرت موسی در برخورد با کسی که جامعه را به انحراف کشیده بود جزایش را به خداوند وامیگذاشتند جهان به گونه دیگر میشد و بسیاری از ناگواریهای امروز وجود نداشت و گوی سبقت را از نلسون ماندلا  ربوده بودند.

Thursday, December 5, 2013

یادداشت یعنی به یاد داشته باش!(17)

یادداشت یعنی به یاد داشته باش!(17)
که روزی(احتمالا در دهه شصت) یک شکارچی با یکی از روستائیان اطراف طالقان که بیلی همراهش بوده درگیر میشود. بیلدار به تفنگدار پرخاش و اعتراض میکند و تفنگدار با تفنگش به سوی او چند تیر شلیک میکند و بیلدارکشته میشود. قاتل(جلال الدین فارسی) هنوز زنده است چون سوگند یاد میکند که قتل غیرعمد بوده. اکنون در همین زمینه(یعنی شکار و شکارچی) این خبر را نیز بخوانید و سپس مقایسه و اندیشه کنید چرا برخی قضات علاقمند به صدور حکم قتل هستند؟!!:

دومین حکم اعدام برای محیط‌بانان دنا تأیید شد

حکم اعدام غلامحسین خالدی، دومین محیط بان منطقه دنا که به ارتکاب قتل در جریان مقابله مسلحانه با شکارچیان غیرمجاز متهم شده بود، تأیید شده است.
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی،اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست و مشاور سازمان حفاظت محیط زیست با اعلام این خبر گفت: "این خبر و این حکم برخلاف تصور ما بود زیرا در پرونده ای که تنظیم شده بود، قتل غیر عمد یا شبه عمد بود نه قتل عمد. بنابراین تصور قطعی شدن حکم اعدام برای ما دور از ذهن بود."
آقای کهرم با تاکید بر این که نشانه‌هایی از رضایت خانواده مقتول وجود داشت، گفت: "خانواده مقتول اجازه داده بودند که خانواده غلامحسین خالدی در مراسم ختم شرکت کنند و این در جامعه لر می تواند به معنای گذشت از خون مقتول باشد به همین دلیل قطعی شدن حکم اعدام مایه تعجب است."

آقای خالدی به همراه چهار همراه دیگرش به عنوان "ضابط قضایی" مجوز حمل سلاح و حکم ماموریت از سازمان محیط‌ زیست داشتند که در سال ۱۳۸۹ با شکارچیان غیر مجاز در ارتفاعات دنا مواجه شدند. یکی از شکارچیان به نام محمد پایه گذار در جریان درگیری کشته شد.

Wednesday, December 4, 2013

جامعه ایرانی از دیدگاه مصطفی ملکیان


Inline image 1

مصطفی ملکیان متولد ۱۳۳۵ در شهرضا فلسفه دان و روشنفکری ایرانی‌است. پژوهش‌های او عمدتاً در حوزه اخلاق، دین، فلسفه دین، معنای زندگی، روان‌شناسی، علوم انسانی، روش تحقیق و روشنفکری است. نظریه عقلانیت و معنویت از مهم‌ترین نظریات اوست. مصطفی ملکیان به اولویت فرهنگ بر سیاست معتقد است و بنابراین وظیفه روشنفکر را بیشتر نقد فرهنگی جامعه می‌داند تا نقد سیاسی دولت. روشنفکران و مصلحان اجتماعی به جای اینکه همیشه مجیز مردم را بگویند و فکر کنند تمام مشکلات متوجه رژیم سیاسی است، باید از مجیزگویی مردم دست بردارند و به مردم بگویند چون شما اینگونه‌اید حاکمان هم آنگونه‌اند. حاکمان زائیده این فرهنگند. جامعه‌ای که فرهنگش این باشد ناگزیر سیاستش هم آن می‌شود و اقتصادش هم آن. خطاست که روشنفکران و مصلحان اجتماعی برای دست یافتن به محبوبیت اجتماعی مجیز مردم را بگویند و بگویند که مردم هیچ عیب و نقصی ندارند چرا که رژیم سیاسی ناشی از مردم است و رژیم سیاسی بهتر به فرهنگ بهتر نیاز دارد.
 
ملکیان به عوامل و عناصری اشاره میکند که موجب عقب‌ماندگی ایرانیان شده است:
 پیشداوری: اولین خصوصیتی که در ما وجود دارد، پیشداوری‌های فراوان نسبت به بسیاری از امور است. اگر هر کدام از ما به درون خودمان رجوع کنیم پیشداوریهای فراوانی می‌بینیم.
جزمیت و جمود: نوعی جزمیت (دگماتیسم) و جمود در ما ریشه کرده است. ممکن است ما معتقد باشیم که فلان گزاره درست است. این سالم است، اما اگر معتقد باشیم که فلان گزاره محال است که درست نباشد؛ گفتن این محال استانسان را تبدیل به انسان دگمی می‌کند.
خرافه‌پرستی: ویژگی دیگر ما خرافه‌پرستی است هم خرافه در بافت دینی و مذهبی و هم در بافتهای غیر دینی و مذهبی، خرافه در بافت مذهبی یعنی چیزی که در دین نبوده و در آن وارد شده است. اما مهم‌تر این است که به معنای سکولار آن هم خرافه‌پرست هستیم. خرافی به معنای باور آوردن به عقایدی که هیچ شاهدی به سود آن وجود ندارد ولی ما همچنان آن عقاید را در کف داریم. راه‌حل درمان این سه عامل اول، تقویت روحیه استدلال‌گرایی است.
بهادادن به داوری‌های دیگران نسبت به خود
همرنگی با جماعت
تلقین‌پذیری: یعنی رأیی را بیان کردن و آرای مخالف را بیان نکردن و مخاطب را در معرض همین رأی قرار دادن. تلقین‌پذیری یعنی قبول تک‌آوایی.
القاپذیری: با تلقین‌پذیری متفاوت است. در القا یک رأی آنقدر تکرار می‌شود تا تکرار جای دلیل را بگیرد.
تقلید: یعنی اینکه من آگاهانه یا ناآگاهانه تحت‌الگوی شخصی باشم.
تعبد: یعنی سخنی را پذیرفتن صرفاً به این دلیل که فلان شخص آن را گفته است.
شخصیت‌پرستی: کمتر مردمی به اندازه ما شخصیت‌پرستند و شخصیت‌پرستی جز این نیست که شخصیتی خود را بر خود عرضه می‌کند و خوبی‌هایی که در زندگی اطراف خودمان نمی‌بینیم از سر توهم به او نسبت می‌دهیم و او را به دست خودمان بزرگ می‌کنیم.
تعصب: به معنی چسبیدن به آنچه که داریم و نگاه نکردن به چیزهای فراوانی که نداریم.
اعتقاد به برگزیدگی: اینکه گمان می‌کنیم به نوعی مورد لطف خدا هستیم.
تجربه نیندوختن از گذشته: انسانهای سالم کسانی هستند که در درونشان می‌توانند بزرگترین دشمنان خود را از لحاظ عاطفی ببخشایند، چرا که از لحاظ عاطفی باید بخشود اما از لحاظ ذهنی نباید فراموش کرد. اما متأسفانه ما عکس این عمل می‌کنیم. از لحاظ عاطفی نمی‌بخشیم و کینه‌جویی در ما زنده است، اما به لحاظ ذهنی فراموش می‌کنیم چرا که حافظه تاریخی ملت ما بسیار کند و تار است.
جدی نگرفتن زندگی: سقراط از ما می‌خواست که در عین شوخ‌طبعی زندگی را جدی بگیریم کسانی زندگی را جدی می‌گیرند که دو نکته را باور کنند: 
۱- باور به مستثنی بودن از قوانین حاکم بر جهان؛ دلیل هر جدی نگرفتن مستثنی ندانستن خود از قوانین هستی است. 
۲- نسبت‌سنجی در امور: انسان‌هایی که زندگی را جدی نمی‌گیرند چیزهای مهمتر را برای چیزهای مهم رها می‌کنند.
دیدگاه مبتذل نسبت به کار: دیدگاه کمتر مردمی نسبت به کار تا حد دیدگاه ما نسبت به کار مبتذل است. ما کار را فقط برای درآمد می‌خواهیم و بنابراین اگر درآمد را بتوانیم از راه بیکاری هم به دست آوریم از کار استقبال نمی‌کنیم.
قائل نبودن به ریاضت: ریاضت به معنای آنکه باید چیزهایی را فدا کرد تا چیزهای باارزش‌تری را به دست‌آورد. ما می‌خواهیم همه چیز را داشته باشیم و وقتی دیدگاهمان نسبت به کار آنگونه است، نسبت به مصرف هم دیدگاهمان این‌گونه می‌شود و باعث می‌شود دچار مصرف‌زدگی شویم. کدامیک از ما برای آرمان‌های خود حاضر است به قدر ضرورت اکتفا کند؟ این مصرف‌زدگی ما را به پستی می‌کشاند. اگر به ضروریات زندگی قانع بودیم، مجبور به کرنش کردن نبودیم.
از دست رفتن قوه تمیز بین خوشایند و مصلحت: مردمی که منافع کوتاه‌مدت را ببینند و قدرت دیدن منافع درازمدت را نداشته باشند در معرض فریب‌خوردگی هستند.
زیاده‌گویی: ما ملت پرسخنی هستیم و آسان‌ترین کار برای ما حرف‌زدن است.
زبان پریشی: بدتر از پرسخنی ما زبان‌پریشی ماست. زبان‌پریشی به این معناست که انسان حرف خود را خودش هم متوجه نمی‌شود.
ظاهرنگری: ظاهرنگری به دلیل غلبه روحیه فقهی در دین بر کل کارهایمان سایه افکنده است. یعنی به جای آنکه ما به ارزش و انگیزه کار توجه کنیم فریفته ظاهر می‌شویم.

شعری از محمد رضا عالی پیام (هالو)

کوه شاه
   قله کوه شاه کرمان یکی از پراهمیت ترین قله‌های کشور است.  این کوه با قله‌ی 4350 متریش پنجمین قله کشور و پربرفترین و پر آب ترین و سرسبزترین منطقه جغرافیایی جنوب شرق ایران است. دامنه این کوه دارای ششصد گونه گیاه دارویی نادر و زیستگاه پلنگ نادر ایرانی و ده‌ها گونه جانوری دیگر است. رودخانه هلیلرود پرآبترین و بزرگترین رود جنوب شرق ایران از این کوه سرچشمه میگیرد.
   به دنبال تخریب کوه شاه توسط عده ای سودجو برای اکتشاف و استخراج معدن آهن و احداث جاده ای به عرض یک بزرگراه بر سینه‌ کوه، در روزهای 24 و 25 شهریور 92، حدود 2000 کوهنورد و دوستدار محیط زیست با صعود بر این قله اعتراض خود را به تخریب آن اعلام کردند. شعر زیر در این اجتماع باشکوه خوانده شد:
 
آنان که کوه را به طمع جابجا کنند
آیا بود که یک سر سوزن حیا کنند
دریاچه‌ی ارومیه را خشک کرده اند
بنگر که با منابع ملی چه ها کنند
تا چوب پتروشیمی شان بر ملاج ما
راهی سوی خلیج میانکاله وا کنند
زاینده رود و کرخه و کارون، تشنه اند
بر ماهیان و آبزیانش جفا کنند
هی میبرند از دل جنگل درخت را
تا با زغالش آتش منقل به پا کنند
مرداب و باتلاق شود خشک تا مگر
ویلا و کارخانه به جایش بنا کنند
بلعیده اند جنگل و صحرا و رود را
شد وقت آن که کوه به زیر عبا کنند
اینک رسیده نوبت کرمان و کوه شاه
تا قامت بلند تو ای قله، تا کنند
از کوه می‌کشند دل و روده اش برون
تا سنگ آهنش ببرند و صفا کنند
سیری ندارد این شکم پیچ پیچشان
این کوه را چگونه در آن معده جا کنند؟
ای کوه شاه نام خودت را امام کوه
بگذار تا که دامنه ات را رها کنند

نرمش قهرمانانه!!؟

Monday, December 2, 2013

جهالت مردمان و پول دوستی حاکمان


جهالت مردمان و پول دوستی حاکمان

گزارش بی بی سی زیر عنوان نام امامزاده بیژن عوش شد
شنبه 30 نوامبر 2013 - 09 آذر 1392

نام "امامزاده ییژن" در روستای "کُپ سفلی" از توابع استان مازندران به "امامزاده بی جِن" تغییر یافت.
عبدالله ولی‌نژاد، سرپرست اداره‌ اوقاف و امور خیریه‌ شهرستان نور، شهریوماه امسال، درباره وجود امامزاده‌ای معروف به "سید بیژن" گفته بود: "شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی نام امامزاده سید بیژن را شنیده بود؛ اما از دو سال پیش که ضریح‌گردانی در برخی شهرستان‌های استان مازندران انجام شد، این نام نیز بر سر زبان‌ها افتاد. خیلی‌ها به این امامزاده اعتقاد دارند و با توجه به بررسی‌ها و تحقیقات ما، امامزاده بیژن صاحب کرامت است."
انتشار عکس تابلوی امامزاده بیژن در ماه های گذشته در اینترنت اسباب شگفتی و گاه شوخی کاربران شده بود و در سایت ها و شبکه های اجتماعی بازنشر می شد.
در تصویری که سایت خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منتشر کرده، نام "امامزاده بیژن" به "امامزداده بی جن" تغییر کرده است.
امامزاده‌های ایران در سال ۱۳۵۷، حدود ۱۵۰۰ بقعه برآورد شده بود، اما با گذشت بیش از سی سال، تعداد این امامزاده‌ها به نزدیک ۱۱ هزار بقعه رسیده‌ و این به آن معنا است که به طور متوسط، سالانه بیش از ۳۰۰ امامزاده در ایران شناسایی می‌شود.
سال ۹۱ خبرگزاری کار ایران(ایلنا) در گزارشی نوشت که تنها دو هزار امامزاده سند و شجره نامه دارند.
امیر هاشمی‌مقدم، پژوهشگر حوزه‌ مردم‌شناسی و ایران‌شناسی، در گفت‌وگو با ایسنا گفته است: "به باور اهالی، امامزاده بیژن، سید یا درویشی بوده که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، روبه‌روی اتاق گلی‌اش می‌نشست و مردم او را باور داشتند. او بین اهالی به 'امامزاده بی‌جن' معروف است، 'بی‌جن' یعنی امامزاده‌ای که جن ندارد.
(این هم توجیهی بیش نیست به دلایل زیر:
1-     مگر همه آدمیان جن دارند که او نداشته و امتیازی برای او شده؟
2-     نام او اگر بیژن نیست پس چه بوده؟
3-     از نامش هم مشخص است که امامزاده نیست بلکه سیدی بیش نبوده.
4-     اصولا امامزاده کسی است که پدرش امام باشد و گرنه سید خوانده میشود. اگر چنین نباشد پس تمام سادات میشوند امامزاده!!
5-     بدین ترتیب بسیاری از امامزادگان سادات هستند و نه امامزاده واقعی حتا شاهچراغ.)
او با بیان این‌که هیچ سند و مدرکی مبنی بر امامزاده بودن این شخص وجود ندارد، ادامه داد: در هیچ نسب‌نامه و تذکره‌ای به او اشاره نشده و جالب این است که به‌تازگی برایش شجره‌نامه‌ای درست کرده‌اند و او را بدون هیچ سند و مدرکی به امام سجاد رسانده‌اند." (لعنه الله علی القوم الکاذبین. در خرمشهر هم در حدود هفتاد تا هشتاد سال پیش سیدی بوده که مردم او را با کرامت میدانستند به نام سید معتوک نمیدانم سازمان اوقاف از او هم بهره برداری بهینه!! میکند یا نه؟ این نشانی را هم به سازمان اوقاف دادم تا مردم فقیر اگر تعقل نکنند بیشتر دوشیده شوند. قرآن میفرماید و اکثرهم لا یعقلون)

بازاندیشی برخی تفکرات شیعی با طرح چند پرسش و پاسخ:
پرسش: چرا حاجت خواستن از امامان و امامزادگان شرک تلقی میشود درصورتی که ما شاهد آنیم که آنان به واقع شفا میدهند و حاجات مردم را براورده میسازند؟
پاسخ: آیا شما تصور میکنید آنانکه بت میپرستیدند دیوانه یا دستکم سفیه و ابله بوده اند و بدون دریافت نتیجه به بت خود عشق و علاقه نشان میداده اند؟ آنان نیز مانند شما از اعتقاد خود نتیجه میگرفته اند. تصور ابله بودن آنان نشان از آن دارد که خدا- قرآن و جهان را نشناخته ایم. پس برای شناخت مختصر به چند نکته توجه کنید:   
-         خداوند برای کیهان و دیگر آفریدگانش قانونهایی دارد که سنن الهی نامیده میشوند.
-         یکی از سنن الهی آن است که هرکس به هر چیز اعتقاد راسخ داشته باشد برای دنیای او کارساز میشود.
-         این کارسازی ریشه در جهان دور و بر ما دارد. فضای کیهان و فضای دوروبر ما پر از انرژی است.
-         یکی دیگر از سنن الهی آن است که زندگی ما را انرژیها هدایت کنند. ولی مایه کار برای به حرکت درامدن انرژیها اعتقاد و تلقین است.

اعتقاد(باور) و تلقین(به خود باوراندن) دو روی یک سکه اند. بنابراین هرگاه کسی با جان و دل و از روی اعتقاد راسخ از بت از درخت از آسمان از ماه از خورشید از امام یا امامزادگان یا هر چیز دیگری درخواست کند با توجه به سنن الهی و با توجه به قانون تاثیرهای انرژیها و با توجه به باوری که دارد و تلقینی که صورت میگیرد در بیشتر مواقع پاسخ مثبت میگیرد. آن هنگام هم که پاسخ نمیگیرد حکمتی در کار است که خداوند دخالت کرده(یفعل ما یرید) و از براورده شدن آن خواسته جلوگیرشده است. همه این سخنان به طور خلاصه در این آیه نهفته است:
ان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو و ان یمسسک بخیر فهو علی کل شی قدیر(انعام: 17)
پس چرا با شرک ورزی چیزی به دست آوریم؟
معصوم گفته است: شرک از راه رفتن مورچه بر روی سنگی سیاه در دل شب نامحسوس تر است.
برگرفته از نوشته خردگرایی در جایگاه شرک ورزی که در محیط وب موجود است.

درآمدهای سازمان اوقاف
سازمان اوقاف و امور خیریه، وظیفه نظارت بر اماکن مذهبی و نیز موقوفات را در سرتاسر ایران بر عهده دارد. درآمد حاصل از نذورات امامزاده‌ها و بقاع متبرکه در ایران در این سالها افزایش یافته است. احمد شرفخانی، معاون سازمان اوقاف و امور خیریه درآمد این سازمان را طی ۹ ماه در سال ۹۱، ۵۱ میلیارد تومان اعلام کرده بود. او گفته بود این درآمد متعلق به ۹ هزار و ۱۹۲ امامزاده است و ۱۵ درصد از این درآمد صرف بقعه‌ها می‌شود.
سال ۹۱، دو نماینده مجلس ایران با انتقاد از عدم برخورد مسئولان سازمان اوقاف و امور خیریه با "امام زاده های بدون شجره نامه"، از پی گیری طرح تحقیق و تفحص از این سازمان خبر دادند.
غلامعلی جعفرزاده‌ ایمن‌آبادی نماینده رشت، گفته بود: "درآمدهای اوقاف جزو درآمدهای دولت نیست و دیوان محاسبات بر این درآمدها نظارتی ندارد و این سازمان نیز ترازنامه شفاهی را تهیه و منتشر نمی‌کند."
او در همین ارتباط گفته بود که سازمان اوقاف "هیچ برنامه‌ ای" برای "رفع ابهامات" در مورد عملکرد خود نداشته و چاره ای جز تحقیق و تفحص از آن وجود ندارد.

این نماینده مجلس گفته بود که علی محمدی رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه برای پاسخگوی به سوالات نمایندگان در کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات حضور پیدا کرده، اما درباره درآمدها و هزینه های اوقاف "جواب شفافی" به سوال کنندگان نداده است.