Wednesday, September 3, 2014

دکتر امیرناصر کاتوزیان حقوقدان

از درد و رنج دکتر کاتوزیان‎
"بازجو از همسرم خواسته بود که پس از مراجعت از سفر، مرا به کمیته ببرد. ما به همراه دوستی به مشهد رفتیم، و پس از بازگشت دوران آوارگی من آغاز شد. پس از آن تهدید و احضار، دیگر جرأت رفت و آمد علنی به خانه‌ام را نداشتم. گاه روزها آواره و بی هدف درخیابان‌ها پرسه می‌زدم؛ گاه به دانشکده می‌آمدم تا اگر قصد توقیف مرا دارند، این امر در حریم خانۀ دوم من، یعنی دانشگاه صورت پذیرد. هفته‌ها درخانه‌ دوستان پنهان می‌شدم و مهاجر به تمام معنی بودم. گاهی هم چند روز درخانه پنهان می‌شدم... نزدیک به یک‌سال در این رنج و تنهایی گذشت..."
این، تنها بخشی از مشقّات یکی از نویسندگان پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی، دکتر ناصر کاتوزیان پس از تثبیت نظام است.
آنکه در دهه‌ سی دانش‌آموخته‌ی ارشد حقوق شد و قاضی، و پس از آن از استادان و نویسندگان به‌نام حقوق، و آنگاه از حقوقدانان آزادی‌طلب و عدالت‌جو و معترض به نظام استبدادی سلطنتی، دو سالی از پیروزی انقلاب ۵۷ نگذشته، در فهرست قربانیان بزرگ انقلاب قرار گرفت.
روند فزاینده‌ی انحصارطلبی و "انقلاب فرهنگی" و سرکوب دانشگاه، استاد حقوق و سرپرست دانشکده حقوق دانشگاه تهران را وادار به استعفا کرد. کسی که شورای انقلاب ـ و به‌طور مشخص، آیت‌الله باهنر و آیت‌الله بهشتی ـ از وی خواسته بودند وزارت دادگستری را پس از استعفای دولت موقت مهندس بازرگان پذیرا شود، و آیت‌الله موسوی اردبیلی به وی پیشنهاد عضویت در شورای نگهبان داده بود، در فهرست مغضوبان حکومت قرار گرفت.
رئیس مستعفی دانشکده حقوق دانشگاه تهران ابتدا ابلاغ "آماده به خدمت" گرفت و در پائیز ۱۳۶۱ حکم انفصال دائم از خدمات دولتی دریافت کرد. استاد ارشد حقوق متهم شد به "اقدام برخلاف مصالح جمهوری اسلامی و اصرار به تبلیغ به نفع گروه‌های ضدانقلاب در محیط آموزشی". اتهامی که ۳۵ سال پس از پیروزی انقلاب، به قدر لازم مشهور و تکراری شده است.
دکتر کاتوزیان می‌نویسد: "روزی که دفترم را در دانشکده‌ی حقوق ترک می‌کردم، گویی دنیا را ترک می‌کنم، چون دنیای خود را بر پایه‌ی تعلیم و تحقیق نهاده بودم و اکنون به خواری از آزمایشگاه آن دنیا بیرونم می‌کردند؛ درحالی‌که گناهم تنها ستیز با ظلم و طرفداری از حق بود... به خانه رفتم و تا چند سال بعد قدم به دانشگاه نگذاردم."
استاد آزاده و عدالت‌خواه که اخلاق و انصاف را بر قانون مرجح می‌دانست، خونین‌دل از آنچه بر سر آرمان‌های انقلاب مردمی رفته بود و رنج‌دیده از دست‌درازی مکرر صاحبان قدرت به قانون اساسی ـ میثاقی که خود جزو نویسندگان پیش‌نویسش بود ـ، به اندرونی خزید و راه پژوهش و نگارش در حوزه‌ی حقوق در پیش گرفت.
دوران انفصال از دانشگاه و آموزش، و هنگامه‌ی عزلت و خانه‌نشینی تحمیلی، برای یک دهه به‌طول انجامید. استبداد زیر پرده‌ی دین و در متن بحران جنگ، خود را مسلط می‌کرد و از طبقه متوسط فرهنگی کشور، قربانی می‌گرفت. کاتوزیان روایت می‌کند: "بمباران‌ها و موشک‌اندازی‌های عراق و اخبار ناگواری که از جبهه‌ها می‌رسید، چنان عرصه را بر همگان تنگ کرده بود که دیگر تصفیه‌ی امثال ما از دانشگاه، به‌حساب نمی‌آمد."
آن‌که پاک زیسته بود، ثروتی نیز از دانش و قضا نیاندوخته بود؛ "چند ماهی سپری شد. ذخیره‌ی مختصری که اندوخته داشتم به پایان رسید و نیازهای مالی تهدیدم می‌کرد. به همسرم گفتم، خودتان را آماده کنید که تا مدتی گوشت نخوریم."
درد و رنج استاد ممتاز حقوق به تنگناهای اقتصادی و تهدیدهای امنیتی و اخراج از دانشگاه و اخذ پروانه‌ی وکالت وی محدود نبود. در تنهایی و ناامنی سال نخست، "حتی بسیاری از خویشانم جرأت نزدیک شدن به من را نداشتند. طاعون سیاسی گرفته بودم و باید در عزلت می‌ماندم."
و پیش چشمان آموزگار ارشد حقوق، کتاب‌هایش به مسلخ می‌رفت. "پس از اخراج من از دانشگاه، با کاربرد کتاب‌هایم نیز مبارزه می‌شد. در یکی از مدارس عالی، جلد «مقدمه علم حقوق» را کنده بودند تا معلوم نشود نویسنده‌ی آن کیست... در بیشتر دانشگاه‌ها شایع کرده بودند که این کتاب‌ها قابل فهم برای دانشجویان نیست، و کتاب‌های جدید مرا ناشران از ترس توقیف چاپ نمی‌کردند... من نیز سرمایه‌ای برای چاپ کتاب‌ خود نداشتم و در نتیجه، نوشته‌هایم عاطل می‌ماند."
با این همه، و با وجود درد و رنجی که بر استاد برجسته‌ی حقوق ایران تحمیل شد، او صبوری و امیدواری را واننهاد. "خودسازی" را در دستور کار قرار داد و به بخش مهمی از تخصصش تکیه کرد؛ به تحقیق و تألیف پرداخت. مسئولیت اجتماعی خود را با وجود تنگناها و تهدیدها، تعقیب نمود و از فلسفه‌ی حقوق و "حقوق و اخلاق" و "حقوق مسئولیت مدنی" نوشت. "صبح‌ها به تاریکی برمی‌خاستم و پس از نماز و نیایش، با دلی گرم و پرامید به کار می‌پرداختم و چنان در آن غرق می‌شدم که نه گذشت زمان را می‌فهمیدم و نه احساس کسالتی می‌کردم... دست‌کم نیمی از کتاب‌هایم را در آن خلوت صبح‌گاهی نوشته‌ام... این دوره، چهار پنج سالی ادامه داشت..."
ماه زیر ابر نماند. "حرارت انقلابیون فرهنگی به سردی گرایید و همه، کم و بیش دریافتند که به خطا رفته‌اند و فرهنگ کشور را فدای امیال سیاسی خویش کرده‌اند." کتاب‌های دکتر کاتوزیان یک‌به‌یک منتشر شد و چنان‌که پیش‌بینی می‌شد بر صدر فضای مراکز آموزش عالی در حوزه‌ی حقوق نشست. دیوان عدالت اداری حکم انفصال از خدمت وی را شکست. کتاب "حقوق مدنی"اش، کتاب سال جمهوری اسلامی شد. کانون وکلا از او خواست تا در تالار اصلی کاخ دادگستری برای کارآموزان وکالت سخنرانی کند. کلاس‌های حقوق به حضورش دوباره مزین شد و... و نسیم اصلاحات که وزیدن گرفت در سال ۱۳۸۱ استاد برگزیده دانشگاه تهران و استاد برگزیده نماد آموزش عالی کشور معرفی شد، و در سال ۱۳۸۲ "نشان درجه یک دانش به‌مناسبت مجموع تحقیقات و خدمات علمی" دریافت کرد.
زندگی پربار و توأم با درد و رنج زنده‌یاد دکتر کاتوزیان، شاهدی شایسته شد برای قصیده‌ی دکتر ابوالفضل قاضی، دیگر استاد ارشد و فقید حقوق ایران؛ شعری هرچند در ستایش کاتوزیان اما واجد پندها برای حاکمان و مردمان:
به دیوان قضا حق فائق و باطل شود زائل...
فضیلت بر رذیلت می‌شود غالب یقین دارم.
 *توضیح:
منبع تمام نقل قول‌های یادداشت، کتاب "زندگی من"، خاطرات دکتر ناصر کاتوزیان است.
پنجشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۳
morkazemian(at)gmail.com

 

امیرناصر کاتوزیان؛ 

از تاثیرگذاری بر قانون اساسی ایران تا مخالفت با اعدام کودکان

سه شنبه 02 سپتامبر 2014 - 11 شهریور 1393

امیرناصر کاتوزیان متولد سال ۱۳۰۶ در تهران بود

امیرناصر کاتوزیان که صبح سه شنبه، یازدهم شهریور ماه ۱۳۹۳ در تهران درگذشت حقوقدانی چیره دست با آثاری ماندگار بود.
او یکی از پرکارترین حقوقدانان تاریخ معاصرایران بود؛ در اواخر دهه ۱۳۵۰ تمام دانسته‌های حقوقی خود را به کار گرفت تا بر مهمترین متن حقوقی نظام تازه تأسیس جمهوری اسلامی ایران تأثیر بگذارد.
کاتوزیان که دوره فعالیت خلاقش پنجاه سال را در بر می گیرد، در نیمه دوم دهه پنجاه هجری شمسی و در میانه راه، در کنار سه حقوقدان دیگر به نگارش متن پیشنویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همت گماشت.
حضور روحانیون در تحولات منجر به انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و پذیرش رهبری آیت الله خمینی، جایگاه دین و به خصوص مذهب تشیع در ایران را تغییر داده بود. از همین رو حقوقدانان نویسنده پیشنویس قانون اساسی جدید باید به این نکته یعنی حضور و خواسته روحانیون توجه میکردند. اما با حضور حقوقدانی همچون کاتوزیان، آنان بر یک مسأله توافق کردند که در ماده نخست طرح، ذکر شد: «جمهوری اسلامی نظامی است بر مبنای دموکراسی، یعنی مشروعیت آن از رأی مردم است.»

برخی از آثار امیرناصر کاتوزیان

  • شیوه تجربی تحقیق در حقوق
  • قانون مدنی در نظم حقوق کنونی
  • توجیه و نقد رویه قضایی
  • گامی بسوی عدالت
  • مقدمه علم حقوق فلسفه حقوق
  • درس‌هایی از عقود معین
  • نظریه عمومی تعهدات کلیات حقوق
  • قواعد عمومی قراردادها
  • اثبات و دلیل اثبات
  • ارث حقوق مدنی خانواده
  • گویا تر از گفتارها
  • الزامات قراردادی
  • قواعد عمومی مسئولیت مدنی
  • اموال و مالکیت
  • وقایع حقوقی
  • مسئولیت عیب ناشی از تولید کالا
  • اعتبار امر قضاوت شده
  • الزام‌های خارج از قرارداد
حقوقدانان نویسنده طرح اولیه پیشنویس با توجه به حضور و نقش روحانیون و در صدر آنها، آیت الله خمینی در انقلاب، به این فکر افتادند تا نهادی را به وجود بیاورند که دغدغه های روحانیون حاضر در انقلاب را بر طرف کند.
بر این اساس شورایی مرکب از ۶ عضو روحانی و ۶ عضو حقوقدان (که ۶ عضو روحانی را پنج مرجع تقلید و ۶ حقوقدان را مجلس شورای ملی انتخاب میکرد) در طرح اولیه گنجانده شد. وظیفه این شورا که نامش "شورای نگهبان" گذاشته شد، نظارت بر اجرای قانون اساسی و بررسی قوانین تصویب شده بود تا مخالف قانون اساسی و اصول مهم اسلامی نباشد.
این نهاد که از قانون اساسی فرانسه اقتباس شده بود، در صورت شکایت رئیس جمهور یا یکی از مراجع تقلید در خصوص قانون تصویب شده در مجلس، به آن رسیدگی میکرد. در این مقطع تنها موضوعی که به عنوان خصیصه انقلاب ایران بر قوانین کشورهای دموکراتیک اضافه شد، تشکیل شورای نگهبان بود.
اما با پیروزی انقلاب و برتری یافتن روحانیون و به خصوص آیت الله خمینی به عنوان رهبری که مشروعیتش از نوع کاریزمایی بود، روند تدوین قانون اساسی به گونه ای دیگر پیش رفت. از همین رو تغییراتی در طرح اولیه پیشنویس قانون اساسی جدید رخ داد. از جمله موضوعهایی که در این زمان به قانون اساسی اضافه شد، اصل پنجم بود.
با تصویب این اصل مبنی بر قرارگرفتن ولایت امر و امامت امت در جمهوری اسلامی ایران در زمان غیبت امام دوازدهم شیعیان موضوع منشأ مشروعیت در ایران وارد مرحله جدیدی شد و طرح نظریه ولایت فقیه در قانون اساسی ایران، محل مناقشه روشنفکران مسلمان و سکولار با روحانیون حاضر در عرصه سیاسی و حامیان آنان شد.
در پی این حوادث بود که کاتوزیان از کارهای عملی دوباره به حوزه تدریس و تحقیق بازگشت اما این تلاش نیز با تصمیمی که به "انقلاب فرهنگی" مشهور شد، ناکام ماند. پس کاتوزیان همچون برخی دیگر از اساتید دانشگاه برای یازده سال خانه نشین و از تدریس محروم شد؛ استادی که براساس آثار به جا مانده از او یکی از تأثیرگذارترین و متنفذترین حقوقدانان تاریخ معاصر ایران است.
با این حال او در یک دهه فاصله میان محرومیت از تدریس تا حضور دوباره در کلاس درس، چندین مقاله و رساله نوشت. هرچند غم دوری از کلاس درس در آن دهه در کلام و زندگی‌نامه اش با عنوان "از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود" هویدا است اما بعد از سالها و در سالهای مشهور به دوره اصلاحات در سخنرانی عمومی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ترجیح داد تا فقط از حقوق و نگرانیهایش در خصوص این رشته علمی بگوید.
همانگونه که در سال ۱۳۸۳ و پس از دریافت نشان درجه یک دانش از سوی سید محمد خاتمی، رییس جمهور وقت در مراسم بزرگداشت شخصیت علمی اش در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران در برابر سؤالی در خصوص سالهای دوری اش از کلاس درس فقط از اینکه علم حقوق در جامعه مورد بیمهری قرار گرفته است، انتقاد کرد.

بیش از ۴۵ اثر منتشر شده از کاتوزیان خود نشان دهنده میزان اثرگذاری این حقوقدان است. در سالهای پایانی عمر یعنی اردیبهشت ۱۳۸۸ با امضای بیانیه ای مخالفت خود را با تعیین مجازات مرگ برای کودکان اعلام کرد. بیانیه ای که بر اساس آموزه های دینی بر اعطای فرصت بازسازی شخصیت کودکانی که زیر ۱۸ سال دچار ناهنجاری های اجتماعی می شوند، تأکید داشت.
او کمتر بیانیه جمعی امضا میکرد اما به هنگام مراجعه حضوری برای دریافت موافقتش با امضای بیانیه ضمن یادآوری این روش و ملاحظه اش کمی وقت خواست تا فکر کند. البته همان ابتدا اعلام کرد که امضاکنندگان باید محدود و شناخته شده باشند. نکته ای که در نهایت پذیرفته شد.

با اعلام موافقت کاتوزیان، بیانیه "مخالفت با مجازات مرگ برای کودکان" با امضای شماری از کارشناسان فقه و حقوق از جمله شیرین عبادی منتشر شد.
بیانیه کوتاه و واضح بود: «هنگامی که قرآن کریم حتی نسبت به کسی که مرتکب قتل عمد شده ما را به عفو و بخشش دعوت میکند، بی تردید اسلام با اعطای موهبت حیات به افراد زیر ۱۸ سال که هنوز زندگی و خوبیها و بدیهای آن را درک نکرده اند، موافق است... ما اکیدا خواستار متوقف ساختن صدور حکم اعدام و اجرای آن در مورد افرادی که زیر ۱۸ سال مرتکب بزه میشوند و اصلاح قوانین موجود در این جهت هستیم».
امیرناصر کاتوزیان بر همه حوزه های علم حقوق پرتو افکند و تلاش داشت برای مهمترین و اضطراری ترین مسائل حقوقی روز جامعه راه حلی بیابد. برخی ستایندگانش اهمیت و تاثیر او را چنان میدانند که امیرناصر کاتوزیان را پدر علم حقوق ایران مینامند.

تحلیلی از رفتار ما در زندگی

گروهى از فارغ التحصیلان قدیمى یک دانشگاه که همگى در حرفه خود آدم هاى موفقى شده بودند، با همدیگر به ملاقات یکى از استادان قدیمى خود رفتند. پس از خوش و بش اولیه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضیح می داد و همگى از استرس زیاد در کار و زندگى شکایت می کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با یک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان هاى جوراجور، از پلاستیکى و بلور و کریستال گرفته تا سفالى و چینى و کاغذى (یکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ریختن براى خودشان را بکشند.
پس از آن که تمام دانشجویان قدیمى استاد براى خودشان چاى ریختند و صحبت ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشید، تمام فنجان هاى قشنگ و گران قیمت برداشته شده و فنجان هاى دم دستى و ارزان قیمت، داخل سینى برجاى مانده اند. شما هر کدام بهترین چیزها را براى خودتان می خواهید و این از نظر شما امرى کاملاً طبیعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس هاى شما هم همین است. مطمئن باشید که فنجان به خودى خود تاثیرى بر کیفیت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد یک فنجان گران قیمت و لوکس ممکن است کیفیت چایى که در آن است را از دید ما پنهان کند .
چیزى که همه شما واقعاً مى خواستید یک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترین فنجان ها رفتید و سپس به فنجان هاى یکدیگر نگاه مى کردید. زندگى هم مثل همین چاى است. کار، خانه، ماشین، پول، موقعیت اجتماعى و …. در حکم فنجان ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجانی که ما داشته باشیم، نه کیفیت چاى را مشخص می کند و نه آن را تغییر می دهد. امّا ما گاهى با صرفاً تمرکز بر روى فنجان، از چایى که خداوند براى ما در طبیعت فراهم کرده است لذت نمی بریم .
خداوند چاى را به ما ارزانى داشته نه فنجان را. از چایتان لذت ببرید. خوشحال بودن البته به معنى این که همه چیز عالى و کامل است نیست. بلکه بدین معنى است که شما تصمیم گرفته اید آن سوى عیب و نقص ها را هم ببینید. در آرامش زندگى کنید، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد

Tuesday, September 2, 2014

بی حجاب یا با حجاب؟

بی حجاب یا با حجاب؟

... جعفر شجونی، روحانی اصولگرا هم از این دسته است. وی در این رابطه به خبرنگار سایت سلام نو گفت: افراد بی‌حجاب غیر از اینکه پیش خدا، روح امام و ارواح شهدا رو سیاه هستند و کتکش را خواهند خورد، به زودی سیاست تندتری هم باید علیه این‌ها اتخاذ شود.(بخشی از نوشته ای که در پایان خواهد آمد)

ظاهرا عقل پاپ فرانسیس، پاپ کلیسای کاتولیک روم، از اینگونه شبه روحانیون ما خیلی بیشتر است. او متوجه شده که کلیسای تندرو اگر مفید بود وضع دین مسیحیان بهتر از این بود و به همین دلیل از تاریخ خود درس گرفته و دارد خود را اصلاح میکند. چنانکه اخیرا در خطبه ای که در آن شگفتزدگی همگان را بر انگیخت اعلام کرد کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست؛ زیرا این مساله با عشق الهی تعارض دارد و آدم و حوا اسطوره ای بیش نیستند.
ولی تندروان ما مانند این آقای بددهن هنوز متوجه نشده اند که تندروی اگر کارساز بود در این مدت مدید سی و اندی سال که از انقلاب گذشته وضع دین و در نتیجه حجاب مردم بهتر شده بود. 
جوانان امروز بدانند که پدران کلیسا که امروزه به تجدید نظر در روشهایشان پرداخته اند همان کسانی هستند که نویسندگان حوزه قم در نشریه هایشان همچون مکتب اسلام در دهه چهل تفتیش عقاید(انگیزیسیون) کلیسا در سده های پیشین را به باد انتقاد میگرفتند و ما جوانان آن روز تصور و نیز آرزو میکردیم ای کاش اسلام بر سریر قدرت بنشیند تا به آنان نشان دهد اندیشه آزاد و رأفت اسلامی یعنی چه! دیگر نمیدانستیم پدران حوزه مفتش تر از پدران کلیسا از آب در خواهند آمد و به همه چیز مردم گیرخواهند داد.
آری ما ساده ها به همین سادگی گول خوردیم!!

این آقا نیروی انتظامی را تحریک و تشجیع میکند که به مردم بیش از پیش یورش برند همچون دوره رضاشاه! همان گونه که رضاشاه نتوانست هرچند با زور همه مردم را بیحجاب کند جمهوری اسلامی وهیچ حکومتی نخواهد توانست همه مردم را به زور با حجاب کند و این کار جز ویرانگری فرهنگ و جامعه ثمری در برنخواهد داشت.

تنها چیزی را که فهمیده ولی باز هم به آن توجه نمیکند و از آن عبرت نمیگیرد این است که بخشی از کسانی که حجاب را رعایت نمیکنند هدفشان دهنکجی به تندرویها و سختگیری هاست. از سوی دیگر اگر این حرفش درست بود که بیحجابی دختران برای یافتن شوهر است باید پرسید پس چرا زنان شوهردار هم کم حجاب یا بدحجاب شده اند؟

او باید بداند مردم به طور کلی دیندارند هرچند ممکن است تابع دین حکومتی نباشند.

مردم امروزه و با رفتار این حکومت به سه گروه تقسیم شده اند:

یک گروه که شمارشان کم است ظاهر و باطنشان یکی است. یعنی اگر حکومت عوض شود ظاهرشان عوض نمیشود. یا بدحجاب و بی حجاب اند و یا خوش حجاب و باحجاب.

گروه دوم ریاکارند یعنی هرچند ظاهرا با حجابند ولی اگر در این جامعه ظاهرپسند و ظاهربین(بویژه از دید حکومت) نبودند و به حال خود واگذارشان میکردند تا کنون کاملا بیحجاب شده بودند. 

گروه سوم همان کسانی هستند که او شناخته و کارشان دهنکجی به سختگیریها و تندروان است که نه بیدین اند و نه هدفشان دهنکجی به دینداران واقعی.

آقایان! اگر میخواهید مردم حجابشان درست شود بروید خود را درست کنید. اگر مردم ببینند که حکومت عادل است پیرو آن میشوند و حجابشان هم درست خواهد شد:
العدل اساس الملک 

این جمله ای بود که قاب شده بود و بر روی تاقچه اتاقی قرارگرفته بود که آیت الله خمینی را نشان میداد که یک میز کوچک در جلو خود دارد و بس. مردم برای عدل موعود قیام کردند و اگر میدانستند که با انقلاب خود ریا و ظاهرسازی زیاد میشود و به جای عدل اسلامی تنها نام آن باقی میماند و وضع معیشت مردم بدتر از آن زمان میشود هرگز قیام نمیکردند.
او میگوید آمار طلاق زیاد شده ولی نمیگوید چرا چنین شده. ریشه کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق در وضعیت بد اقتصادی است که نتیجه فساد اقتصادی در دستگاههای  حکومتی(و نه دولتی) است. کم شدن شمار نوزادان نیز در همین راستا قرارمیگیرد و حکومت با هیچ ترفندی نخواهد توانست شمار آنان را زیادکند و اگر به اجبار و نادیده گرفتن حقوق مردم موفق به این کار شود در آینده نمیتواند آنان را اداره کند و جامعه ای سالم به وجود آورد بلکه جامعه پسرفت بیشتری خواهدداشت تا آن هنگام که وضع معیشت مردم بهبود یابد. اگر گیریم که آقایان خود فاسد نباشند دستکم از سویی سوراخ دعا را گم کرده اند! و از سوی دیگر به مردم نشانی عوضی میدهند و آنان را به دنبال نخودسیاه میفرستند!!
یازدهم شهریور 93 - احمد شماع زاده

سرویس اجتماعی: سال‌هاست حجاب زنان ایرانی به یکی از بحث برانگیز‌ترین موضوعات اجتماعی و حتی محافل و مقامات سیاسی بدل شده است؛ از محافل روشنفکری و دفاع از حقوق زنان گرفته تا مجالس مذهبی که حجاب را امری مهم و اساسی برای یک جامعهٔ اسلامی به حساب می‌آورند. در این میان برخی از کار‌شناسان مسائل اجتماعی و حتی بسیاری از مذهبیون بر این باورند که نه تنها اجبار معضل حجاب را حل نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود به صورت ناخودآگاه این پدیده در اجتماع شیوع بیشتری داشته باشد. در همین میان هم برخی تندرویان معتقدند باید با شدت عمل هر چه بیشتر با این مسئله برخورد شود. حجت الاسلام جعفر شجونی، روحانی اصولگرا هم از این دسته است. وی در این رابطه به خبرنگار سایت سلام نو گفت: افراد بی‌حجاب غیر از اینکه پیش خدا، روح امام و ارواح شهدا رو سیاه هستند و کتکش را خواهند خورد، به زودی سیاست تندتری هم باید علیه این‌ها اتخاذ شود.

این عضو جامعهٔ روحانیت مبارز گفت: لباس پوشیدن خانم‌ها اکنون جنبهٔ سیاسی پیدا کرده است و دهن کجی به نظام است. این‌ها غیر از اینکه پیش خدا، روح امام و ارواح شهدا رو سیاه هستند و کتکش را خواهند خورد، به زودی سیاست تندتری باید علیه این‌ها اتخاذ شود.
شجونی در ادامه برخی مباحث را بهانه‌گیری دانست و گفت: این که هوا گرم شده، بهانه است. مانند آنهایی که پای منبر علی بودند و علی می‌فرمود بیاید علیه معاویه بجنگیم، می‌گقتند هوا گرم است یا زراعت داریم و کشاورزی را نمی‌توانیم ترک کنیم. امیر المومنین این افراد را نفرین کرد. انشالا نفرین خدا نصیب این جور خانم‌های بدحجاب شود.
این نمایندهٔ سابق مجلس در ادامه تاکید کرد: مادران این‌ها با جوراب، با حجاب و با چادر بودند. آن زمان هم تابستان و زمستان بود. نتیجه می‌گیریم که این گرما و سرما، سیاسی بوده و بهانه است و دهن کجی در مقابل قیام امام و خون شهدا است. من شب و روز نفرین می‌کنم.
وی با تاکید بر عملکرد ضعیف قوهٔ مجریه در همین رابطه گفت: امیدواریم نیروی انتظامی غیرتش را زیاد‌تر کند و دلسوز نظام باشد. بحمدالله وضع اقتصادی نیروی انتظامی هم روز به روز بهتر می‌شود. این‌ها می‌توانند محکم عمل کنند. ما قانون داریم و قانون را باید قوهٔ مجریه اجرا کند و ابزار دست قوهٔ مجریه همین نیروی انتظامی است.
حجت الاسلام شجونی تاکید کرد: آقای رییس جمهور آن اوایل گفت اول باید این مسئله از روحانیون شروع شود. این حرف غلط بوده و مزخرف است. قانون را باید قوهٔ مجریه اجرا کند نه طلبه، تا چشمش را کور کنند، شاه رگش را ببرند و او را بکشند. دولت‌های ما دولت‌های دلسوز اسلامی نیستند. این‌ها فقط از اسلام بهره، ریاستش را می‌برند و گرنه دلشان برای نظام و اسلام نمی‌سوزد. نتیجه می‌گیریم که چون قانون داریم، قانون را هم باید قوهٔ مجریه اجرا کند، ابزار دست اجرای کشور هم اول نیروی انتظامی است.
وی در پایان افزود: ساپورت پوشان آلوده به شهوت هستند. کسی زن نمی‌گیرد. اکنون ازدواج خیلی کم است. برید از دفا‌تر ازدواج سوال کنید. ازدواج یکی است و طلاق ۴ تا. بعد این دختران خود را این گونه نشان می‌دهند که شاید شوهر کنند، ولی هیچ بی‌غیرتی حاضر نمی‌شود با این چهره‌ها ی زننده ازدواج کند.

عشق الهی و پاپ فرانسیس



عشق الهی

پاپ فرانسیس، پاپ کلیسای کاتولیک روم، مرد سال 2013، در خطبه ای که در آن شگفتزدگی همگان را بر انگیخت اعلام کرد کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست؛ زیرا این مساله با عشق الهی تعارض دارد و آدم و حوا داستانی بیش نیستند.

پاپ در آخرین خطاب خود تاکید کرد:

ما با تفکر و دعا، فهم جدیدی از برخی از عقاید به دست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این مساله، عشق الهی را زیر سوال خواهد برد، همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است. خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد، جهنم تنها کنایه ای از روح تنهاست. 

پاپ فرانسوا با بیان اینکه تمام ادیان صحت دارند زیرا از قلب تمام افرادی سرچشمه گرفته اند که به وجود خداوند ایمان دارند؛ تصریح نمود: کلیسا در گذشته در مورد برخی از مسایل اخلاقی به شکل نادرستی برخورد میکرد، اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام گروه های مختلف از جمله همجنسگرایان، لیبرالیستها، محافظه کاران، کمونیستها، افراد طرفدار سقط جنین و افرادی با میل جنسی مختلف، گشوده و از آنان میخواهد به آن بپیوندند؛ زیرا همگی خداوند را دوست داریم و همگی یک خدای یگانه را میپرستیم.

وی در ادامه تاکید کرد: 
وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت را دارد، به طوری که حتی بی دینان و کافران نیز با دیدن عشق الهی؛ وجود  خدا را به رسمیت بشناسند و بعد از آن روح خود را خالص گردانند.

پاپ فرانسیس  با اشاره به اینکه انجیل کتاب مقدس مسیحیان است؛ بیان کرد: با وجود آن که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلمات و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت میکند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخشها مورد بازبینی قرارگیرند.

وی در ادامه با اشاره به تغییر برخی از قوانین از امکان به عهده گرفتن مقام پاپ توسط زن ابراز امیدواری کرد.

بي‌حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست
باور كنيد پاسخ آيينه سنگ نيست
سوگند مي‌خورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزاي پريدن تفنگ نيست
با برگ گل نوشته به ديوار باغ ما
وقتي بيا كه حوصلة غنچه تنگ نيست
در كارگاه رنگرزانِ ديار ما
رنگي براي پوشش آثار ننگ نيست
از بردگي مقام بلالي گرفته‌اند
در مكتبي كه عزّت انسان به رنگ نيست
دارد بهار مي‌گذرد با شتاب عمر
فكري كنيد فرصت پلكي درنگ نيست
وقتي كه عاشقانه بنوشي پياله را
فرقي ميان طعم شراب و شرنگ نيست
تنها يكي به قلّه تاريخ مي‌رسد
هر مرد پا شكسته كه تيمور لنگ نيست