Friday, May 16, 2014

رابطه دو به دو!!

رابطه دو به دو


مصاحبه اختصاصی تبیان با دکتر دوایی

تبیان: روابط موجود در خانواده چگونه باید باشد که باعث مستحکم تر شدن نظام خانواده شود و از اختلاف و طلاق و جدایی دور شود؟ در واقع راههای ایجاد ارتباط موثر در خانواده کدام اند؟
مهارت های زندگی لزوماً در مورد به روابط زن و شوهر نمی پردازد بلکه مثلاً رابطه ی پدر با پسر و یا مادر با دختر وحتی دو تا همکار با هم در محیط اداری را نیز در برمی گیرد و در همه ی اینها می تواند موثر باشد. اینکه خواهر یا برادر و یا دو تا دوست و یا دو تا همکار در یک محیط ویا زندگی مشترک چطوری با هم ارتباط برقرار کنند. اگر مهارت های زندگی گفته می شود به نظرمن طیف وسیع تری از یک زن و شوهر را در بر می گیرد. حتی اینکه من با همسایه ام که یک عمر در کنارش زندگی می کنم چه ارتباطی باید داشته باشم که از دیدار هم لذت ببریم، یک زندگی خوشایند و خوبی در کنار هم داشته باشیم.
شاید در گذشته ها ضرورت این موضوعی احساس نمی شد چون به خودی خود اتفاق می افتاد. ارتباطات به دلیل رفع نیازهای روزمره مثل تبادل پایاپای کالاها خیلی عمیق تر و به روزتر بود. وقتی یک اتفاقی می افتاد کمتر کسی بود که خبردار نشود و درخوشی ها و بدی های همدیگر همه درگیر می شدند. خود شرایط زندگی در جوامع محدود گذشته مثل روستاها و یا شهرهای کوچک بهداشت روانی، ارتباط، مهارت زندگی را دربرمی گرفت،اما وقتی جامعه صنعتی شد همه چیز نقش از پیش تعریف شده ی خودش را دارد و وظایف اشخاص کاملاً مشخص می شود.
دکتر دوایی
 این به من ربطی ندارد؟
 این جزء شرح وظایف من نیست!
این در حیطه ی کنترل من هست یا نیست؟
همه ی اینها را هم به نظر من باید آموزش ببینیم و گرنه زندگی ما خیلی کلیشه ای می شود و این کلیشه ای شدن زندگی طبیعتاً آسیب های خودش را خواهد داشت. بایستی یک کار کنیم که این روابط موثر کمی صیقل بخورد.
در مهارت های زندگی یکی از موثرترین و اصلی ترین موضوعات، شیوه ی ارتباط موثر است یعنی تعریف مهارت های ارتباطی ما.
 یک آزمایش ساده انجام شده است که شاید جالب باشد آن را بدانید: یک سینی آماده کردند و در داخل آن شن ریختند و زیر این سینی با یک ساز شروع به نواختن کردند- بعداز مدتی ملاحظه شد که شن ها شروع کردند به شکل گرفتن، یعنی هم بسته با آن انرژی ایجاد شده آرایش جدیدی به خود می گیرند.
در مهارت های زندگی یکی از موثرترین و اصلی ترین موضوعات، شیوه ی ارتباط  موثر است یعنی تعریف مهارت های ارتباطی ما
ما وقتی به دنیا می آییم با 40 تا 50 هزار میلیارد ارتباط نورونی به دنیا می آییم. این خیلی بزرگ است. ببینید خدا چه معجزاتی در این سیستم بدن انجام داده است. اینها مثل همان شن های در همان سینی هستند که برای اینکه یکنواخت و مرتب شوند نیازمند نواختن یک ساز هستند.
یکی از مسائل اساسی و مهمی که این ارتباط های نورونی را آرایش می دهد و آنها را یکنواخت و به سامان می کند همین ارتباطات بین افراد است. 
این ارتباطات اگر از هارمونی و هماهنگی و نظم برخوردار باشد،از زیبایی برخوردار باشد آرامش روانی که ایجاد می کند پر از بهداشت روانی خواهد بود. اگر ارتباطات  پر از دوست داشتن، پر از مهر ورزیدن و عشق ورزیدن باشد،پر از صفا و صمیمیت باشد آرامش روانی از بهداشت روانی برخوردار خواهد بود. اگر پر از قهر و کینه و بداخلاقی و دشمنی و گناه باشد،آرامش روانی که برای من ایجاد خواهد کرد پرازآسیب روانی خواهد بود. اگر ارتباطات درست نباشد بیماری های روانی می آفریند و نه تنها بیماری روانی، بلکه بیماری جسمی هم ایجاد می کند چون اینها کاملاً به هم وابسته است.
دکتر دوایی
برای خیلی ها این موضوع تجربه شده است که وقتی جایی می روید می بینید که انگار حالتان گرفته است، خوشحال نیستید. امکان دارد خیلی هم به شما عزت و احترام کنند و پذیرایی مطلوبی هم از شما انجام دهند. این را در مباحث روانشناسی اجتماعی داریم که شما می توانید فرض را بر این بگذارید که افرادی که در آن خانه زندگی می کنند با هم ارتباط موثر خوبی ندارند،انرژی مثبتی روی هم ندارند یا به تعبیر دیگر سازی که برای هم می زنند فاقد هارمونی دل نوازی است.
اما مکان هایی هم هست که خیلی ساده و بی تکلف است اما شما از حضور در آنجا لذت می برید. دوست دارید در میان آنها باشید حتی اگر با یک لیوان آب یا یک استکان چای از شما پذیرایی کنند. اینجا یک فرض دیگر برقرار است. نمی گویم قطعیت دارد می گویم فرض است که افراد این خانواده همدیگر را دوست دارند و به هم عشق می ورزند و تمایل به یکدیگر و دوست داشتن همدیگر را ابراز می کنند.
اگر ارتباطات  پر از دوست داشتن، پر از مهر ورزیدن و عشق ورزیدن باشد،پر از صفا و صمیمیت باشد آرامش روانی از بهداشت روانی برخوردار خواهد بود. اگر پر از قهر و کینه و بداخلاقی و دشمنی و گناه باشد،آرامش روانی که برای من ایجاد خواهد کرد پرازآسیب روانی خواهد بود
یک مثال دیگر می زنم شاید تجربه ی رفتن به دادگستری را داشته باشید. نه شما از کسی شکایت کرده و نه شما از کسی شکایت کرده باشید، فقط یک سند را مثلاً می خواهید ببرید تا برابر اصل کنید اما دوست دارید در کمترین زمان کارتان را انجام دهید و از آن سازمان یا اداره بیرون بیایید. می دانید علت چیست؟ به خاطر اینکه این محیط پر از دعوا، پر از اختلاف، پر از قهر، پر از شکایت یا طلاق است. کسی به دادگستری به خاطر دوست داشتن و عشق ورزیدن مراجعه نمی کند.
اگر همین اختلاف در خانه ی ما باشد خوب طبیعتاً ما از ورود به این فضا لذت نمی بریم و می خواهیم هر چه زودتر از آن بیرون بیاییم و دنبال این احساس آرامش در بیرون خانه می گردیم و خانواده بدین ترتیب کم کم از بین خواهد رفت.
برخی فکر می کنند که همین که در کنارهم باشیم موجب تعلق می شود، یعنی هم جواری باعث ایجاد تعلق می شود. اما نظریات روانشناسی دیگربیان می کند که لزوماً هم جواری تعلق ایجاد نمی کند بلکه باید محرک و پاسخ همدیگر باشیم. در واقع محرک و پاسخ بودن است که تعلق ایجاد می کند. زن و شوهری بیست سال پیش هم هستند و با هم زندگی می کنند اما تعلق به همدیگر ندارند. الزاماً در کنار یکدیگر بودن تعلق ایجاد نمی کند. خواهر و برادری در کنار هم زندگی می کنند اما با هم ارتباط روحی ندارند. برای همین است که تاکید می کنم که باید ارتباط برقرار کردن را یاد بگیریم.
تبیان: اگر این ارتباط را بخواهیم مشخص تر کنیم و فقط الان بخواهیم در مورد خانواده صحبت کنیم اگر امکان دارد این شیوه های ارتباط موثر را در خانواده تبیین بفرمایید. یعنی چه کار کنیم که این ارتباطات در خانواده تحکیم شود؟
اولین تکنیک کاربردی برای استحکام روابط در خانواده و ما را به سلامت روانی می رساند  ایجاد رابطه دو به دو در خانواده است.
وقتی یک خانواده پنج نفر است ما چند تا رابطه ی دونفری داریم. 10 تا رابطه ی دونفری داریم. این تابع یک فرمول   یعنی وقتی یک خانواده شش نفر باشد، شانزده رابطه دو به دو می شود تعریف کرد.
 خیلی خوب است که همه ی اعضای خانواده دسته جمعی شب به خانه ی مادربزرگ یا پدربزرگ بروند یا صبح جمعه با هم کوه بروند و یا مسافرت خانوادگی بروند اما این کفایت نمی کند. برای ایجاد تعلق و عشق فقط پروژه ی دسته جمعی کافی نیست بلکه پروژه های دو به دو می بایست به طورمجزا وجود داشته باشد، یعنی پدر با هر کدام از بچه ها به طور مجزا به طوری که فرزند دیگری در این رابطه حاضر نباشد پروژه ی دو به دو داشته باشد .
دکتر دوایی
مادر پروژه ی مستقلی با هر یک از فرزندانش به طور مجزا داشته باشد که فرزند دیگری در آن نباشد. خود زن و شوهر هم با هم پروژه ی مستقلی داشته باشند که بچه ها در آن نباشند.
وقتی یک زن و مرد بیرون هستند و برای ناهار مرد به زن می گوید که با هم برویم ودوتایی ناهار بخوریم این اشتباه زن است که بگوید چون بچه ها نیستند به من نمی چسبد.
 باید پروژه ی دوتایی زن و مرد حفظ شود و نه پنهانی، بلکه بچه ها باید حتماً بدانند که پدر و مادرشان این ارتباط دونفره را دارند چون باعث می شود که بچه ها احساس کنند و بفهمند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست دارند و ارتباط زیبایی با هم دارند و این موضوع باعث ایجاد آرامش روانی و بهداشت روانی در خانواده می شود.
برای ایجاد تعلق و عشق فقط پروژه ی دسته جمعی کافی نیست بلکه پروژه های دو به دو می بایست به طورمجزا وجود داشته باشد، یعنی پدر با هر کدام از بچه ها به طور مجزا به طوری که فرزند دیگری در این رابطه حاضر نباشد پروژه ی دو به دو داشته باشد .
شما فکر می کنید چرا وقتی بچه ی دوم می آید بچه های اول دچار ناراحتی می شوند؟ انگشت مکیدن و ناخن جویدن در بین بچه های اول به خصوص در خانواده های ایرانی رایج است. چون این رابطه ی دو به دو اساساً تعریف نشده است.بچه ی اول می ترسد که بچه ی که تازه به دنیا آمده رابطه ی کودک اول خانواده با پدر و مادررا مختل می کند.
یک وعده ازسه وعده ی صبحانه و ناهار و شام با هم خورده شود این خیلی خوب است. این پروژه ی مشترک خانواده است که متاسفانه خیلی از خانواده ها به این سمت دارند می روند که هر کس صبحانه ی خودش،هر کس ناهار خودش، و یا شام خودش را در خانواده تنها بخورد.این یک آفت است که به بنیان خانواده ها ضربه می زند.هر خانواده متناسب با مبانی فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی خودش حتماً می بایست یک پروژه ی دسته جمعی داشته باشد. سینما، پارک، تئاتر، ورزش، مسافرت سیاحتی یا زیارتی و ...و در عین حال در کنار این مطلب،برای پروژه ی دو به دو در جای خودش می بایست وقت گذاشت.
برخی این سئوال شاید برای شان پیش بیاید که همین که وقت کنیم پروژه ی دسته جمعی داشته باشیم خیلی هنر کرده ایم چه برسد به پروژه های دو به دو؟!
من یک نکته ای باید بگویم: هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. اگر می خواهیم خانواده ی ایده آل و زندگی خوب داشته باشیم باید حتماً برنامه داشته باشیم تا خانواده ی سرحال و متعادل و سرزنده و شادی داشته باشیم،اما همه ی پروژه ها لزوماً  زمان بر نیست. پدری می گوید من ساعت  یک شب به خانه می آیم. یک مثال می زنم تا هر کس به فراخور کار خودش در زندگی پیاده کند مثلاً یک دفترچه می خریم که این دفتر مال من و دخترم می باشد. به خصوص در سنین نوجوانی این تجربه بسیار مثمرثمر بوده است.
دکتر دوایی
اگر کلمه ی قشنگی، شعر قشنگی، حرفی، پیامی، یادداشتی، یک آیه از قرآن، یک حدیث به ذهن پدر می آید در برگه های این دفتر برای دختر می نویسند. حتی وقتی زمان هم خیلی کم است فقط می توانیم بنویسیم «دلم برایت تنگ شده و دوستت دارم دخترم» به همین سادگی، متقابلا دختر هم همین طور. این می شود دفترچه ی من و فرزندم، این می شود پروژه ی دو به دو شخصی پدر و دختر با هم.
یا یک مثال دیگر، وقتی فرزند شما از یک برنامه تلویزیونی خوشش می آید و همه مشغول به دیدن آن هستیم اگر پدر خانواده مثلاً مقداری تنقلات یا آجیل برای فرزندش بخرد ناخودآگاه او را درگیر یک پروژه ی جداگانه 2 به 2 کرده است. این مقداری چیپس و ماست و چند بسته تخمه آغاز یک پروژه ی مستقل دو نفره بین پدر و فرزند می شود. پدر به راحتی می تواند بگوید: من می خواهم بنشینم و با تو تلویزیون نگاه کنم.
یا اینکه مادر خانه با دخترش قراربگذارند که شام فلان شب را می خواهیم با کمک هم درست کنیم.
حتماً و لزوماً رفتن به پارک و سینما و ورزش و کارهایی که وقت گیر هستند پروژه ی مستقل نیستند. وقتی فرزند شما یک فیلمی می بیند و یا کتاب رمانی می خواند پدر و مادر هم بخشی از آن را ببینند و بخوانند و به این ترتیب با فرزندشان می توانند در مورد موضوع فیلم و یا رمان با هم حرف بزنند این می شود یک پروژه ی دو به دو مستقل.
خیلی از چالش ها و گرفتاری های زندگی زمانی حل و فصل می شود که یا زن این توانایی را داشته باشد که از دید شوهرش به موضوع نگاه کند و یا اینکه مرد این توان را داشته باشد که از دید زن و به جای زن به موضوع نگاه کند.
تبیان: مثال های شما در عین سادگی بسیار کاربردی بودند. از دیگر راههای ایجاد ارتباط موثر در خانواده چیست؟
یکی از موارد مهم این است که پدیده را از دید مخاطب نگاه کنیم به خصوص برای زن و شوهری که تازه ازدواج کردند وبه ویژه درپنج سال اول ازدواج این موضوع بسیار مهم است.
خیلی از چالش ها و گرفتاری های زندگی زمانی حل و فصل می شود که یا زن این توانایی را داشته باشد که از دید شوهرش به موضوع نگاه کند و یا اینکه مرد این توان را داشته باشد که از دید زن و به جای زن به موضوع نگاه کند.
نکته مهمی که در ایجاد ارتباط  بسیار با اهمیت است این است که بتوانیم پدیده را از دید مخاطب نگاه کنیم. اصرار نداشته باشیم که همان چیزی که من می گویم درست است. این مطلب می تواند به یک خانواده استحکام ببخشد،یا اینکه آن را از بین ببرد. اگر ما یاد نگرفته باشیم و تمرین نکرده باشیم که پدیده را از دید مخاطب نگاه کنیم طبیعتاً همیشه جنگ خواهیم داشت. اصرار نکنیم هر آنچه را که می بینیم مورد قضاوت قرار دهیم. بگذاریم با هم حرف بزنیم.
باید بگویم خوش به حال خانواده هایی که با هم زیاد حرف می زنند. وقتی حرف می زنیم موضوعات تبیین می شود واجازه می دهیم تا در دید طرف مقابل قرار بگیریم  وگرنه اصرار در موضع خودمان ارتباطات را منفصل می کند.
اینکه ما در آموزش و پرورش می بایست در کارهای گروهی به بچه هایمان آموزش بدهیم که اصرار نداشته باشند که به همشاگردی های خودشان موضع خودشان را اثبات کنند و همچنین در کارهای گروهی خوب بشوند.
دکتر دوایی
عمده ی مسائلی که در مشاوره های بعد از ازدواج آموزش داده می شود همین مسائل است: جای همدیگر ببینیم و پدیده را از منظر مخاطب بررسی کنیم و تحلیل بکنیم.
یک مثال بزنم: مجسمه ی نوزاد مسیح در کلیسای شهری گم می شود کشیش همه را فرا می خواند که این مجسمه دزدیده شده و اگر پیدا نشود مشمول عذاب خدا می شویم. همه در تکاپوی پیدا کردن آن مجسمه برمی آیند و درهمین حال کشیش کودکی را می بیند که در حیاط کلیسا با کالسکه خود چیزی را حمل می کند. خوب که نگاه می کند مجسمه را در کالسکه ی کودک می بیند وعصبانی می شود و به او تهمت دزدی می زند- کودک می گوید: من دیشب نذر کرده بودم که اگر پدرم برایم کالسکه بخرد اولین کسی را که سوار کنم مجسمه ی نوزاد مسیح باشد. از دید یک عده این دزدی است و از دید آن کودک این یک نذر دینی است.
اصرار نکنیم بر اساس همان چیزی که به چشم می بینیم قضاوت کنیم.

No comments:

Post a Comment